تبلیغات

Advertisement
Advertisement
 
 
Advertisement
 

تازه ها

میلاد کوثر ثانی حضرت رقیه علیها السلام  چاپ 
14 مرداد 1389 ساعت 19:50
در واپسین سال‏های عمر معاویه، روزگاری که زیاده‏خواهی‏های او سایه‏ای سنگین از فساد و تباهی بر جامعه مسلمین انداخته بود، تولد نوزادی دختر به نام رقیه (علیهاالسلام) شادی و شعف را به خانه گلین و ساده امام حسین (علیه‏السلام) فرا خواند و اشک شوق را مهمان نگاه‏های منتظر کرد و امام،


آرامش کوتاه و زودگذری در سایه خرسندی از مولود خجسته خود پیدا کرد و لبخندی از سرور بر چهره خسته و اندوهگین‏اش از ظلم و جور زمانه نشاند؛ زمانه‏ای که هتاکی به خاندان پیامبر (صلی‏الله‏علیه‏وآله) و دشنام دادن به امیرالمؤمنین (علیه‏السلام) سکه رایج شده بود. تزویر و ریاکاری چنان در بافت جامعه نفوذ کرده بود که کسی به چشم‏های خود نیز اعتماد نداشت. این در حالی بود که سنگینی زخم تمام این معضلات ریشه‏دار، بر قلب امام وارد می‏آمد. معاویه اما، با همه فریبکاری و نیرنگی که داشت، در برابر فرشته مرگ، بی‏چاره و ذلیل می‏نمود و آن گاه که مرگ گریبانش را گرفت، بی‏هیچ مقاومتی تسلیم شد و پسر می‏گسار و شهوت پرست او بر اریکه‏ای که بیست سال، پدرش بر آن تن، و دنیا پرستان بر آن رخ ساییده بودند، تکیه زد.
در چنین روزگاری بود که صدای زنگ شتران از مقصد مدینه به سوی آینده‏ای روشن و تابناک به وسعت تاریخ، برخاست و در رهگذر حوادث و رویدادهای این سفر پردرد و رنج، رقیه (علیهاالسلام) به تماشا ایستاده و عروج خود را انتظار می‏کشید.
میلاد کوثر ثانی
هوا گرم بود و سکوت، خیره خیره، پرده سیاه شب را تماشا می‏کرد. شهر در تاریکی فرو رفته بود. پنجره خانه‏ای در شهر، گرم انتظار و محو گفت و گوی شب با ستارگانش بود. نسیم، بر دیوارهای آفتاب خورده خانه می‏وزید. قلب شهر، از تنها پنجره باز و روشن خود می‏تپید و همه به انتظار نشسته بودند که ناگاه صدای گریه نوزادی خجسته، احساس شب را به بازی گرفت. اشک شوق بر گونه‏ها غلتید و لب‏ها، یک صدا، ترانه لبخند سرودند.
غنچه‏ای دیگر، به باغ حسین (علیه‏السلام) روییده بود و همه بر گلبرگ رخش، غنچه‏های عاطفه نثار می‏کردند. رقیه (علیهاالسلام) در آن شب شکفت، و مادر تاریخ، کتاب کهن خویش را گشود و بر صفحه‏ای مبهم از آن، قلم را به تکاپو واداشت. ولی آن صفحه مبهم تاریخ، در کوران تاخت و تازهای روزگار، از دفتر گذار زمان جدا گشت و از حافظه آن ناپدید گردید. در کتابچه کوچک زندگانی رقیه (علیهاالسلام)، لحظه روییدنش بدون هیچ سطری، سفید ماند و نام هیچ روزی به عنوان زادروزش ثبت نگردید.
درباره سنّ شریف حضرت رقیه (علیهاالسلام) نیز در میان تاریخ نگاران اختلاف نظر وجود دارد. اگر اصل تولد ایشان را بپذیریم، مشهور این است که ایشان سه یا چهار بهار بیشتر به خود ندیده و در روزهای آغازین صفر سال 61 ه .ق، پرپر شده است.
حضرت رقیه (علیهاالسلام) در خانواده‏ای پرورش یافت که پدر، مادر و فرزندان آن، همگی به عالی‏ترین فضیلت‏های اخلاقی و پارسایی آراسته بودند. افزون بر آن، فضای دل‏انگیز شهر پیامبر (صلی‏الله‏علیه‏وآله) که شمیم روح فزای رسول خدا (صلی‏الله‏علیه‏وآله)، علی (علیه‏السلام) و فاطمه (علیه‏السلام) هنوز در آن جاری بود و مشام جان را نوازش می‏داد، در پرورش او نقشی بزرگ داشت. او در خانواده‏ای رشد یافت که همگی سیراب از زلال معرفت امام حسین (علیه‏السلام) بودند؛ خانواده‏ای که از بزرگ‏ترین اسطوره‏های علم و ادب و معرفت و ایثار مانند زینب کبری (علیهاالسلام)، اباالفضل العباس (علیه‏السلام)، علی بن الحسین (علیه‏السلام)، علی اکبر (علیه‏السلام) و... تشکیل شده بود.
حضرت رقیه (علیهاالسلام) در مدت عمر کوتاه خود در دامان این بزرگواران، به ویژه پدر گرامی‏اش امام حسین (علیه‏السلام) پرورش یافت و با وجود همان سن کم، به عنوان یکی از زیباترین اسطوره‏های ایثار و مقاومت در تاریخ معرفی گردید.

Newer news items:
Older news items:

نظر ها
افزودن جدید جستجو
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
عنوان:
قالب نوشته:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img] 
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
Powered by MihanPress 1.0.0

3.26 Copyright (C) 2008 mihanpress.com / Copyright (C) 2009 Farzam chakherlouy / Copyright (C) 2008 Frantisek Hliva. All rights reserved."

 
< بعد   قبل >