تبلیغات

Advertisement
Advertisement
 
 
Advertisement
 

تازه ها

آمريكا الگويي براي سقوط  چاپ 
03 ارديبهشت 1388 ساعت 02:04
باراك اوباما بايد فورا لوايحي فوق العاده را آماده كند تا ايالات متحده را از وضعيت غيرقابل تحمل اقتصاديش خارج نمايد. اما او به شكلي عجيب روزهاي آغازين كارش را بر روي وعده هاي مكرري چون پايان دادن به شكنجه و بستن زندان گوانتانامو متمركز كرده است .
باراك اوباما بايد فورا لوايحي فوق العاده را آماده كند تا ايالات متحده را از وضعيت غيرقابل تحمل اقتصاديش خارج نمايد. اما او به شكلي عجيب روزهاي آغازين كارش را بر روي وعده هاي مكرري چون پايان دادن به شكنجه و بستن زندان گوانتانامو متمركز كرده است در حالي كه بايد به بزرگترين چالشي كه گريبانگير كشور شده بپردازد.
اقتصاد آمريكا در حال ورود به بدترين ركود از سال 1974 (1351 هـ . ش ) است كه احتمالا طولاني ترين ركود اقتصادي از زمان جنگ جهاني دوم است . اما مساله به اينجا ختم نمي شود. نظام مالي آمريكا حقيقتا ورشكسته شده است . بزرگترين بانك هاي كشور در حال ورشكستگي هستند و فعاليت هاي اعتباري نيز بسيار ضعيف است . به همان اندازه اي كه وضعيت مالي در حالي احتضار است مصرف كنندگان آمريكايي و كارخانه ها ـ كه مجموعا 80 درصد توليد ناخالص داخلي را تشكيل مي دهند ـ نيز نمي توانند به اعتبار و نقدينگي دسترسي داشته باشند و فعاليت اقتصادي نيز واقعا نمي تواند بار ديگر جايگاه قابل توجهي بيابد. وضعيت ما بهتر نشده است . در واقع حالا حتي نمي توانيم بهترشدن وضعيت را تصور كنيم . در واشنگتن و در رسانه هاي جمعي به نجات دادن نظام مالي كشور ـ كه بحث رايج در سال گذشته بود ـ فكر نمي كنيم و در عوض به كمك مالي دولت به خودروسازان و اخيرا مشوق هاي مالياتي توجه مي كنيم .
بحث ها بر سر اين موضوع شروع شده است كه آيا اين برنامه ها منجر به رانت براي عده اي خاص مي شود يا منجر به سرمايه گذاري و آيا كاهش ماليات اولويت دولت است عليرغم تزريق صدها ميليارد دلار و وعده پرداخت ميلياردها دلار ديگر بانك ها هنوز وام نميدهند. بدون يك نظام مالي كارا حتي مشوق هاي بسيار زياد نيز نمي تواند اقتصاد را به مسير رشد عادي آن بازگرداند; مثلا ژاپن كوشيد با ارائه بزرگترين كمك مالي در جهان در دهه 1990 اقتصادش را به حركت وادارد . اما اين كار براي رشد بلندمدت اقتصاد آن كشور هيچ فايده اي نداشت .
پرسش هاي ديگر درباره كارهايي است كه تاكنون انجام شده از قبيل : 700 ميليارد دلار از طريق « طرح كمك به سرمايه هاي دچار ) تعهدات گوناگون دولت و كارهاي فوق العاده فدرال رزرو . دولت بوش ظاهرا ادعا كرده كه اين كارها نتيجه بخش TRAP مشكل » ( بوده اند البته با اين تصور كه نظام مالي از درون متلاشي نشده است . بسياري اذعان كرده اند كه بدون كمك دولت به بانك ها همه نظام مالي متلاشي خواهد شد اما كمك هاي دولت هم مشكل را حل نكرده است و بانك ها هنوز زير كوه هايي از طلب هاي وصول نشده مدفون اند.
دولت بوش اشتباهاتي كرده كه بيشتر آنها با نگاهي به گذشته مشخص اند. در اين حال گروه اقتصادي اوباما مي داند كه هيچ راه حل ساده اي براي اين وضعيت بغرنج و غيرعادي وجود ندارد. انگلستان كه به خاطر نخستين كمك هايش به بانك ها شديدا ستايش شد ظاهرا براي سري دوم كمك هايش دچار مشكل شده است . در اين وضعيت شايد بايد قانون مهم ويليام گلدمن فيلمنامه نويس آمريكايي را درباره هاليوود به ياد آوريم : « هيچ كس هيچ چيز نمي داند. »
حالا دولت بايد كارهايي كند. اوباما با يك مخمصه وحشتناك روبروست . او بايد فورا دست به كار شود. وي به يك برنامه كلان نياز دارد. بخشي از آنچه بازار را آشفته كرده ماهيت تصاعدي واكنش هاي دولت است . اما آيا اين شيوه هيچ بانكي را از تنگنا نجات مي دهد چگونه يك رويكرد نظام مند گسترده دولت را به مسير پيشرفت و راه حل رهنمون مي شود و ديگر اجازه آزمون و خطا را به آن نمي دهد. اين كار البته بسيار پرهزينه است . با اين حال بدون اقدام در مقياسي وسيع نظام مالي مشكلات شديدي خواهد داشت . سياست هاي انجام اين اقدامات از اين هم ناخوشايندتر است . مردم آمريكا معتقدند كه ما تاكنون پول زيادي براي كمك به بانك ها خرج كرده ايم . اما حقيقت اين است كه ما به اندازه كافي به بانك ها كمك مالي نكرده ايم . اگر چندين ميليارد دلار هزينه نكنيم شركت ها همچنان در حال نابودي و اقتصاد نيز از كار افتاده باقي خواهد ماند.
سرعت در انجام اين كارها البته بسيار حياتي است . در چرخه سياستگذاري آمريكا در دهه 1990 همواره دولت ژاپن را مسخره مي كردند كه در برابر از بين رفتن وابستگي اقتصاد به دولت و نيز بورس حباب گونه اش واكنش ضعيفي نشان مي دهد; وضعيتي كه منجر به ركود ده ساله اقتصاد ژاپن شد. در واقع ژاپني ها اقدامات بسياري انجام دادند از قبيل اينكه آنها پول زيادي به بانك هايشان تزريق كردند وام ها را كاهش دادند و كمك هاي مالي را متقبل شدند. اما چند سال در برابر مشكلاتشان صبر كردند و اين كار باعث شد كه پيش بيني ها چندان به حقيقت نپيوندد. بانك مركزي آمريكا عبرت گرفته و زودتر از بانك ژاپن شروع به كار كرده است . اما آيا نظام سياسي آمريكا سريع تر از همتاي ژاپني اش دست به كار مي شود
هنوز درباره اينكه اكنون چه بايد كرد بحث هاي پرشوري جريان دارد. به نظر مي رسد در نهايت همه با وزير سابق خزانه داري آمريكا هانك پاولسون موافقند كه « مشكل اين است كه بانك ها در حساب هايشان مقدار زيادي سرمايه بدون اعتبار (در رابطه با وثيقه هايشان ) دارند. » اين سرمايه ها « زهرآلود » هستند زيرا موازنه بقيه حساب هاي بانك ها را به هم مي زنند و كاركردن با آها را دشوار مي كنند. اين سرمايه ها بايد شفاف گردد دوباره ارزشگذاري شود و حتي كنار گذاشته شود تا نظام مالي ديگربار كارش را از سر بگيرد.
بعضي ها اكنون درباره يك « بانك ملي متمركز » بحث مي كنند كه همه اين سرمايه هاي زهرآلود را بخرد با اين حال بعضي ديگر درباره تضمين ها و بيمه هايي از سوي دولت و عده اي نيز از ملي كردن تمام و كمال موسسات بسيار زيان ده سخن مي گويند. به نظر مي رسد كمك اخير پاولسون به شركت سيتي گروپ « طرح كمك به سرمايه هاي دچار مشكل » 2 را با ايجاد يك شوك ناگهاني در راهي تاثيرگذار انداخته باشد. هر سياستي نقاط منفي و مثبتي دارد. من آن قدر در اين زمينه متخصص نيستم كه قضاوت كنم كدام رويكرد درست است . اما اين بسيار مهم است كه واكنش دولت نظام مند باشد. در اين دوره بحران ايدئولوژي ها بايد كنار گذاشته شوند. ديگر خيلي درباره « اقدامات اخلاقي » چيزي نمي شنويم . ما بايد موقتا از عاداتي كه باعث پيشرفت مان مي شود دست بكشيم . همچنين بايد مانع تاثيرگذاري بانك ها در پايين نگه داشتن ارزش اوراق بهادار (حتي آنهايي كه قصد فروششان را ندارند) شويم چرا كه بعدا آنها را به بالابردن ارزش كل وامي دارد. در مجموع دولت بايد پيامي آشكار براي بازار بفرستد : « كاركردن عليه ما بي فايده است ; ما ابزارهاي نامحدودي در اختيار داريم كه از آنها استفاده خواهيم كرد; و در نهايت ما پيروز مي شويم . »
اما گلاويزشدن با بانك ها پايان مشكلات نيست . همان طور كه اوباما بارها گفته است تا زماني كه بازار مسكن ثبات پيدا نكند بحران ادامه دارد. بازار مسكن از بسياري از اين سرمايه هاي زهرآلود پشتيباني مي كند. اگر كاهش قيمت ها ادامه يابد سرمايه ها زهرآلودتر مي شود.
بحران كنوني بيش از آنكه بتوانيم درك كنيم به كاهش شديد قدرت آمريكا منجر شده است . حتي در اوج جنگ عراق وقتي كه خودكامگي بوش بيشتر مردم جهان را به خشم آورده بود همه مردم معتقد بودند كه ايالات متحده پيشرفته ترين اقتصاد جهان را دارد و به ويژه بازارهاي اصلي آن بهترين و توسعه يافته ترين بازارهاي جهان اند. مقامات رسمي تاجران و اقتصاددانان آمريكايي اينجا و آنجا درباره لزوم الگوبرداري از نظام اقتصاد آمريكايي سخن گفتند. آن « نظام » اكنون در آن سوي جهان باعث شرمندگي است . من در سه ماه گذشته به اروپا آسيا و خاورميانه سفر كردم و اين متن را در كانادا مي نويسم . رويكردهاي مقامات رسمي و تاجران از شوك ديوانه كننده اي كه در ايالات متحده مي بينند متاثر مي شود.
وقتي باراك اوباما نامزد رياست جمهوري آمريكا شد فكر مي كرد با اصلاح سياست خارجي پايان دادن به جنگ عراق بستن زندان گوانتانامو و خاتمه دادن به شكنجه مي تواند قدرت و پيشوايي آمريكا را به آن بازگرداند. اين كارها همگي مهم هستند و من خوشحالم كه او پيگير آنهاست اما حالا مهم ترين چاره او براي بازگرداندن اعتبار و نفوذ آمريكا در جهان نجات الگوي آمريكايي است . سخنان اوباما اين نكته را القا مي كند كه او اين مساله را فهميده است . اما آيا كنگره هم فهميده است آيا نظام سياسي آمريكا براي حل مشكلات به پا مي خيزد
ايالات متحده بايد مصوباتي فوق العاده را تصويب كند كه بسياري از آنها خوشايند نيستند يا كسري بودجه شديدي به بار مي آورند; سپس به سرعت بايد مشكلات سپرده ها و تعهدات را حل كند. به مصلحت انديشي دقيق مالي بپردازند وضعيت اعتبارات را اصلاح كند و موقعيت مالي كشور را سامان بخشد. اگر چنين نكنيم جهان نه از قدرت آمريكا بلكه از ضعف آن سخن مي گويد. آمريكا يك الگوست باري الگويي هم براي غرور و هم براي سقوط .
پي نوشت :
شناخته مي شود TRAP ) كه با نام اختصاري The troubhed asset relief program 1 و 2 ـ « طرح كمك به سرمايه هاي دچار مشكل » ( برنامه اي است كه دولت آمريكا براي خريد سرمايه ها و سهام موسسات با هدف تقويت بخش مالي كشور وضع كرده است . اين بزرگترين بخش لايحه سال گذشته دولت آمريكا در مورد بحران مالي و اعتباري آمريكا بود.
درباره برنامه هاي نجات اقتصادي آمريكا بحث بر سر اينست كه آيا اين برنامه ها منجر به رانت براي عده اي خاص مي شود يا منجر به سرمايه گذاري و رونق اقتصادي !
گروه اقتصادي اوباما مي داند كه هيچ راه حل ساده اي براي خروج از وضعيت بغرنج اقتصادي وجود ندارد
بحران كنوني بيش از آنكه درك شود به كاهش قدرت آمريكا منجر شده است
منبع: جمهوري اسلام

Newer news items:
Older news items:

نظر ها
افزودن جدید جستجو
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
عنوان:
قالب نوشته:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img] 
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
Powered by MihanPress 1.0.0

3.26 Copyright (C) 2008 mihanpress.com / Copyright (C) 2009 Farzam chakherlouy / Copyright (C) 2008 Frantisek Hliva. All rights reserved."

 
< بعد   قبل >