تبلیغات

Advertisement
Advertisement
 
 
Advertisement
 

تازه ها

جوانفكر:به “اعتماد” ، اعتماد نکنید!  چاپ 
23 بهمن 1387 ساعت 14:52
روزنامه اعتماد ، از اولین روزهای پس از انتخابات ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۴، به پیش قراول مخالفت خصمانه با دولت نهم تبدیل شد و این مخالفت را تا آنجا شدت داد که مدیر مسوول آن در نشست مدیران مسوول مطبوعات که در حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی تشکیل شد، ساقط کردن دولت نهم و به قدرت رساندن دولت مورد نظرش را حق طبیعی خود توصیف کرد!
تلاش برای ساقط کردن دولت منتخب ملت ، به هر روشی که انجام شود ، جرم قطعی است و عامل آن باید در برابر قانون پاسخگوی اقدامات و رفتار خود باشد اما آزادی عمل مدیر مسوول روزنامه اعتماد ، نشان داد که تا چه حد با او مماشات شده است.
استمرار انتشار این روزنامه به رغم تداوم شانتاژها ، هوچی گریها ، دروغپردازیها و تبلیغات مسموم آن علیه مسوولان و مقامات کشور و بالاخص رئیس جمهور محترم ، سند گویا و روشنی از متانت و بردباری بی نظیر نظام و دولت نهم در برابر رفتار حزبی و غیررسانه ای دست اندرکاران این روزنامه است.
یکی از خبرنگاران روزنامه اعتماد که پیش از این او را ندیده بودم، در تماس های مکرر ، خواستار گفت وگو با بنده بود. با توجه به شناختی که از پیشینه این روزنامه دارم، در ابتدا سعی کردم به نحوی از  انجام این مصاحبه طفره بروم اما موقعیت شغلی بنده از یک سو و اصرارها و سماجت های خبرنگار از سوی دیگر ، موجب شد که باوجود گرفتاریهای کاری و شخصی، سرانجام وقتی را برای گفت و گو با وی مشخص کنم.
متن سانسور شده این مصاحبه ، روزهای سه شنبه و چهارشنبه ۱۵ و ۱۶ بهمن ماه منتشر شد. مروری بر آنچه که به عنوان مصاحبه با مشاور مطبوعاتی رئیس جمهور منتشر شد، نشان می دهد که خبرنگار مزبور بیش از ارائه صحیح پاسخ ها به دنبال القاء نظرات ، شبهات و دیدگاههای خود بوده است و حتی در هنگام تنظیم متن مصاحبه ، برخی از سووالات را تغییر داده و با بسط برخی دیگر ، تلاش کرده است تا به هدف مورد نظر خود دست پیدا کند.
این در حالی است که او وعده کرده بود متن کامل صحبت های بنده را منتشر کند اما دست اندرکاران این روزنامه در عمل نشان دادند که در کار سانسور و قیچی کردن سخنان طرف مقابل از تبحر و تخصص ویژه ای برخوردارند ، به طوریکه بخشهای مهمی از این مصاحبه را که برای مخاطبان ، جذاب بود و خط مشی حزبی این روزنامه را به چالش می کشید، حذف کردند.
سردبیر روزنامه در پاسخ به اعتراض بنده ، خود را از این موضوع کنار کشید و گفت که در این کار هیچ دخالتی نداشته است. از وی خواستم تا خبرنگار روزنامه، فایل صوتی مصاحبه را برایم ارسال کند که این کار نیز تا کنون انجام نشده است.
البته اعتراض تلفنی بنده به سردبیر این روزنامه بی خاصیت نبود، زیرا قسمت سوم و آخر مصاحبه که باید روز پنجشنبه منتشر می شد ، به طور کامل حذف گردید.
در ابتدا قصد داشتم قسمت های سانسور شده  این مصاحبه و قسمت سوم یا آخر آن را همراه با بخش های تغییر یافته ، در وبلاگ منتشر می کنم تا مردم و مخاطبان ، خود به قضاوت در این زمینه بپردازند. اما از آنجا که انتشار مصاحبه با یک خبرنگار را بدون اطلاع وی یا روزنامه مربوطه، امری غیر اخلاقی تشخیص دادم ، از این کار منصرف شدم.
در اینجا می خواهم به اشتباه خود در پذیرش انجام مصاحبه با روزنامه اعتماد اذعان کنم . روزنامه ای که در قامت یک حزب سیاسی افراطی ظاهر شده و به سهم خود ، فضای رسانه ای کشور را با عدم پایبندی به اصول اخلاقی و حرفه ای و توسل به شیوه ها و روشهای مذموم و ناپسند، آلوده و مسموم کرده است.
در میان گناهان ، تنها گناهی که حتی دوست داشتن آن گناه کبیره محسوب می شود ، تهمت ، افترا ، بازی کردن با آبروی دیگران ، شایعه سازی و دروغ پردازی است . کسانی که برای رسیدن به اهداف زودگذر مادی و دنیایی خود ، به هر روش و منشی توسل می جویند ، به راستی سرگرم چه کاری جز فساد در روی زمین هستند؟
به نظر می رسد که دست اندرکاران رسانه های ارتباط جمعی بیش از هر کس دیگری ، نیازمند پند و اندرز هستند تا به حساسیت و مخاطره آمیز بودن مسوولیت خود توجه کنند ، چه در غیر اینصورت با نسبت دادن مطالب بی اساس به یک فرد یا جماعتی از انسانها ، ممکن است برای چند صباحی موفق به انحراف افکار عمومی و نیل به خواسته های گروهی و باندی خود شوند اما در نهایت به دست خویش هیزم آتش سوزان جهنم فراهم را می سازند.
به “اعتماد”، اعتماد نکنید(۲)
پس از افشای رفتار سیاسی و غیررسانه ای روزنامه اعتماد در ارتباط با سانسور بخشهایی از مصاحبه اینجانب ، مسوولان این روزنامه در اقدامی غیر معمول یعنی سه روز پس از انتشار قسمت دوم ، در شماره روز یکشنبه خود ، اقدام به انتشار قسمت سوم این مصاحبه تحریف شده کردند.
در قسمت سوم مصاحبه نیز شاکله برخی از سووالات تغییر پیدا کرده و پاسخ ها سانسور ، تقطیع یا تحریف شده است.
سردبیر روزنامه وعده کرده بود که فرد مصاحبه کننده ، فایل صوتی این گفت و گو را در اختیارم قرار خواهد داد اما با این وجود تا کنون به قولشان عمل نکرده اند.
برای پیگیری موضوع ، برای آخرین بار با سردبیر روزنامه تماس گرفتم و او با احضار خبرنگار از وی خواست تا فایل صوتی مصاحبه را ارائه کند اما وی به صراحت از این کار طفره رفت و گفت که حاضر به انجام این کار نیست.
مصاحبه با روزنامه اعتماد برای اینجانب ، یک تجربه تلخ همراه با درس عبرت بود. من نباید به یک مخالف افراطی دولت که بر اساس معیارهای مورد نظرم ، او را شایسته و زیبنده جامعه رسانه ای کشور نیافتم ، وقت مصاحبه می دادم.
به هر ترتیب، تصمیم گرفتم بخشهای سانسور شده و همچنین تغییرات صورت گرفته در برخی از سووالات را جهت اطلاع مخاطبان محترم و ثبت در تاریخ منتشر کنم. امیدوارم این اقدام به سهم خود در اصلاح برخی رفتارهای دون شان جامعه رسانه ای کشور، موثر واقع شود. سووال و جوابها از متن مصاحبه تنظیم شده توسط خبرنگار که پیش از انتشار برای بنده ارسال کرده بود ، استخراج شده است و البته با استفاده از فایل صوتی این گفت و گو بهتر می توان زوایای این اقدام غیراخلاقی را تبیین و تشریح کرد.
برخی از مخاطبان محترم پیشنهاد طرح شکایت علیه روزنامه اعتماد و پیگیرد قانونی آن را مطرح کرده اند که با استناد به مواد متعددی از قانون مطبوعات و قانون مدنی ، می توان به این موضوع رسیدگی کرد.
قسمت های سانسور شده در برخی از پاسخ ها برجسته شده است:
******************************
*شما فرمودید وظیفه مطبوعات اطلاع‌رسانی بی‌طرفانه، صادقانه و شفاف است. آیا این امکان برای مطبوعات وجود دارد که این قضیه را پیگیری کنند؟
شما که تا این حد به دنبال این موضوع هستید و خیلی هم خوب است و من هم لازم می‌دانم، ای کاش پیگیر داستان شهرام جزایری هم می‌بودید وسووال می کردید که دست آقای حضرتی مدیر مسوول روزنامه اعتماد در جیب او چه می کرد . ای کاش نسبت به این مسائل هم ، همین‌قدر حساسیت نشان می‌دادید.
*ما همه آنها را هم چاپ می‌کنیم.
چاپ نکردید و نمی‌کنید. ای کاش نسبت به همه پدیده‌های جامعه همین قدر حساس بودید که نسبت به مدارک تحصیلی این و آن هستید، که البته باید هم حساس باشید.
*آقای شهرام جزایری به اعضای شورای … هم پرداخت کرده بود؟ نه؟
هر کسی، فرق نمی‌کند، من نمی‌دانم.
*به آقای … قربانی هم پرداخت کرده بود؟
هر کسی، فرقی نمی‌کند.
*فقط آقای حضرتی نبودند.
چون شما روزنامه هستید و ادعای بی‌طرفی و شفافیت می کنید. من بر این اساس می‌گویم.
*ما اساساً ادعای بی‌طرفی نمی‌کنیم.
پس اگر ادعای بی‌طرفی نمی‌کنید، کار حزبی می‌کنید.
*کار حزبی نمی‌کنیم.
اینها را باید در روزنامه تان بیاورید.
*حتماً می‌آوریم.
شما کار سیاسی می کنید
* ما ادعای حزبی بودن نمی‌کنیم و کار سیاسی هم نمی‌کنیم. بی‌طرفی‌ها را چه تعریف می‌کنید؟
روزنامه باید بی طرف باشد و مثل حزب عمل نکند
————————————————
*در هیچ‌کدام از سفرهای استانی دعوت نشدیم.
چرا خبرگزاری‌هایی که شما دائماً از آنها خبر کار می‌کنید خبرهای استانی را که می‌دهند، منتشر نمی کنید؟ یکی از آنها را منتشر کنید و به مردم نشان دهید حسن‌ نیت دارید.
*من یک خواهش از شما دارم؟ (این سووال را خبرنگار به این ترتیب آورده و اظهارات او چیز دیگری بوده است)
اسم این کار شما به روشنی سفسطه است؛ وقتی شما اخبار خود را از خبرگزاری‌های مختلف دریافت می کنید ، چرا این خبرها را نادیده می گیرید.
*کدام خبرگزاری‌ها؟
فارس، ایرنا و ایسنا.
*اینها همگی متعلق به دولت است.
کدام‌شان متعلق به دولت است.
*ایرنا برای کیست؟
مهر و فارس و ایسنا و … که در دولت آقای خاتمی به وجود آمدند، ما که اینها را به وجود نیاوردیم. ما از شما دعوت کردیم، شما نیامدید.
—————————————————-
*یک عکاس و یک خبرنگار می‌فرستیم.
اولاً ما به خودمان و نتیجه کارمان اطمینان داریم و خبرنگاران را دعوت می‌کنیم که خودشان مستندات را ببینند و به مردم گزارش بدهند.
*اجازه می‌دهید؟
اگر می‌خواهید بحث را این‌طور اداره کنید فکر می‌کنم بهتر است مصاحبه همین‌جا تمام شود.
*من سوال می‌پرسم.
خیر، این‌طور سوال نکنید. اجازه دهید صحبت را بکنیم چون مانند تکه‌پرانی وسط صحبت می‌شود. اجازه دهید صحبت من تمام شود سپس شما سوال بعدی را بپرسید. شما روزنامه‌نگار هستید.
*بله، فکر می‌کنم.
بحث این است که ما به کارمان اطمینان داریم و خبرنگاران را هم دعوت می‌کنیم و گفته‌ایم هر کس مایل است می‌تواند مستقیماً برای مشاهده مستندات سفرهای استانی دولت ، اقدام کند، ما هم حمایت می‌کنیم، استانداری هم کمک می‌کند که پروژه‌ها را ببینند و کارهای صورت‌گرفته را مشاهده کنند و بنویسند و واقعیت ها و نقاط قوت و ضعف را بگویند ولی اینکه روزنامه شما مردم را از دانستن محروم کند و اجازه ندهد مردم واقعیت‌ها را بدانند، کار رسانه‌یی نیست.
*یک سوال بپرسم؟
بفرمایید.
*ما تحریم نکردیم و تقریباً ۸۰ درصد مطالب‌مان در مورد دولت است، سوال من در مورد ایلام است.
یعنی شما گزارش‌های سفرهای استانی را منعکس کرده‌اید؟
*کاملاً.
کجا منعکس کردید؟
*گزارشی که ایرنا به صورت تبلیغاتی می‌دهد را قطعا‌ً منعکس نمی‌کنیم.
من ایرنا را نمی‌گویم، ایسنا و دیگر خبرگزاری‌ها…
*ایسنا هم تبلیغاتی است.
پس اگر ایسنا هم تبلیغاتی است دیگر هیچ.
*فارس هم تبلیغاتی است.
همه اینها را منتشر و منعکس کنید. پس به همین خاطر شما هم بهتر است به این سفرها نیایید چون ممکن است گزارش‌تان تبلیغاتی شود.
*خیر، ایرادی ندارد اگر خود ما آمدیم مطمئن باشید آنچه را می‌بینیم گزارش می‌کنیم، نه آنچه را سفارش می‌دهند.
چطور شما خودتان را تبلیغاتی نمی‌دانید ولی آنها را تبلیغاتی می‌دانید؟
*آنها رسانه‌های دولتی هستند اما ما از دولت هیچ امتیازی نمی‌گیریم.
اگر دولتی باشد، تبلیغاتی می‌شود؟
*دولت اجازه رسانه منتقد غیردولتی نمی‌دهد، توقع دارید رسانه‌های دولتی را بی‌طرف بدانیم؟
مگر دولت کیست؟ دولت نماینده ملت است. مگر دولت هویت مستقلی دارد؟
*هویت مستقل از چه کسی؟
آیا دولت برای خود هویتی مستقلی از ملت دارد؟ سفسطه نکنید. دولت هویت مستقلی ندارد و برای ملت است.
*ما نگفتیم دولت متعلق به ملت نیست.
دولت برای ملت کار می‌کند طبیعی است که باید نتیجه کار خود را به مردم منعکس کند.
*اما قبول دارید که دولت فقط کارهای خود را تبلیغ می کند؟
طبیعی است که وقتی با رسانه‌یی مانند روزنامه شما مواجه می‌شود باید به دنبال این باشد که گزارش عملکرد خود را به طریقی به مردم منعکس کند.
————————————————
*ما به نفع هیچ حزبی کار نمی‌کنیم.
نمی‌توان هم بی‌طرف و هم مخالف بود.
———————————————
سووال خبرنگار بعدا عوض می شود و برخی از نکات تغییر می کند. نکات تغییر یافته در متن سووال برجسته شده است.
*ما خود را دیده‌بانان مردم می‌دانیم و به نمایندگی از آن بخش از خوانندگانی که هر روز پولی را پرداخت می‌کنند و روزنامه ما را می‌خرند، سعی می‌کنیم مسائل را برای آنها منعکس کنیم. ما در خدمت احزاب نیستیم، به هیچ کدام هم چک سفید نداده‌ایم. آنها هم چنین توقعی ندارند، اگر هم مطلبی از آن افراد می‌گیریم در جهت سیاستگذاری‌های خود ما است، نه در جهت سرویس دادن به آنها. خود من برای تمام وزرای آقای احمدی‌نژاد درخواست مصاحبه دادم. برای خود آقای احمدی‌نژاد سه بار درخواست مصاحبه دادم و هیچ‌کدام قبول نکردند.
——————————————————
*ما چه چیزی را زیر سوال بردیم؟
شما می‌گویید تبلیغاتی است و کاری که دولت می‌کند و خبرنگاران را به دیدن پروژه ها می‌برد، حرکت تبلیغاتی است.
*من از شما سوال پرسیدم.
نشد. سوال مرا جواب دهید. چرا چیزی را که نمی‌دانید تبلیغاتی می‌نامید؟
ما چه چیزی را نمی‌دانیم؟
همین گزارش‌هایی که خبرنگاران داده اند.
*دولت یک کاری کرده است…
جواب سوال مرا بدهید.
*دولت کاری را انجام داده و شش ماه بعد یک تیم خبری را از رسانه‌های خود برمی‌دارد می‌برد که گزارش بنویسند. ما این گزارش بی‌طرفانه را صادقانه بدانیم و منعکس کنیم؟
رسانه‌های دولت نیستند. عموم رسانه ها از جمله رسانه‌های منتقد دعوت می شوند.
*کدام رسانه منتقد؟
ابتکار، زمان ، دنیای اقتصاد ، عصر اقتصاد ، و… به جز آنهایی که حاضر نشدند بیایند، مانند خود شما.
*ما حاضر هستیم بیاییم ولی دعوت نشدیم.
*از این به بعد ما بیشتر اصرار می‌کنیم که بیایید.
——————————————
حذف بخشی از پاسخ به یک سووال :
*مثلاً اول از همه مشکل معیشتی دارند یا ندارند؟
مردم به آن شکل که شما فکر می‌کنید مشکل معیشتی ندارند. گرفتاری دارند، تورم هست، گرانی هست، ولی اینکه مردم گرسنه سر به زمین بگذارند، نیست. البته جهت‌گیری‌های ما ،از بین بردن مشکلات مردم و رفع گرفتاریهای آنان است، مگر ما پول را در جیب خودمان یا سرمایه‌داران می‌ریزیم؟ برای مردم کار می کنیم و برای آنها هزینه می‌کنیم
علی‌اکبر جوانفک

Newer news items:
Older news items:

نظر ها
افزودن جدید جستجو
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
عنوان:
قالب نوشته:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img] 
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
Powered by MihanPress 1.0.0

3.26 Copyright (C) 2008 mihanpress.com / Copyright (C) 2009 Farzam chakherlouy / Copyright (C) 2008 Frantisek Hliva. All rights reserved."

 
< بعد   قبل >