تبلیغات

Advertisement
Advertisement
 
 
Advertisement
 

تازه ها

مساله مصرف سوء مواد مخدر و اعتياد در كشور مقدمه :  چاپ 
12 بهمن 1388 ساعت 23:52
مساله مصرف سوء مواد مخدر و اعتياد در كشور ما با آن كه به عنوان عادتي غيراجتماعي و نامقبول تلقي شده است ، اما با وجود اين عدم مقبوليت طبقات مختلف اجتماع با اين مساله به صورت جدي درگير می باشند وافراد زيادي ، خصوصاً درسنين نوجواني تا ميانسالي مواد مخدر مصرف مي كنند و به آن وابسته باشند .

هر ماده ای که استفاده از آن ایجاد سستی و رخوت کند و عدم استعمال بموقعش موجب بروز آثار و محرومیت شود آنرا مواد مخدر می گویند شاید روزگاری انسان به مواد مخدر بعنوان یک داروی شفا بخش نگاه می کرد ولی با توجه به توسعه علم و فناوری و در نتیجه روشن شدن ابعاد ویرانگر آن این پدیده بصورت تهدید جدی برای بهداشت عمومی و امنیت سیاسی و اجتماعی جوامع و ملل مختلف شناخته شد.
طبق آمار تقريبي خوش بينانه تعداد معتادان  به مواد مخدر در كشور ما حدود دوميليون نفرتخمين زده  مي شود. چنانچه دايره ارتباطي هرفرد معتادرا فقط به چهار نفر محدود نماييم، قريب به هشت ميليون نفراز مردم مستقيم يا غيرمستقيم با مساله اعتياد در تماس و يا درگير مي باشند. به همين جهت اعتياد به مواد مخدر بعنوان يك مساله اجتماعي در ايران مطرح است اعتياد يك بيماري اجتماعي است كه عوارض جسمي و رواني دارد و تا زماني كه به علل گرايش توجه نشود ، درمان جسمي و رواني فقط براي مدتي نتيجه بخش خواهد بود و معتاد دوباره گرفتار داروي مخدر مي گردد.
 يكي از عواملي كه پديده ناامني درجامعه فراهم مي كند  و بطورمستقيم وياغيرمستقيم سبب اختلال در نظم وامنيت جامعه مي شود مواد مخدر واعيتاد است در اين مقاله سعي شده است در خصوص مواد مخدر، معتاد و اعتياد از ديدگاههاي مختلف،‌تاريخچه مواد مخدر ، انواع و اثرات آن بر جسم و روان انسان عوامل موثر در ايجاد اعتياد، زيانهاي فردي و اجتماعي آن واثر اعتياد بر ارزشها و رابطه آن با جرائم ، واكنشهاي اجتماعي و فردي در برابراعتياد و همچنين بررسي قوانين و مقرراتي كه در خصوص مبارزه با مواد مخدر در ايران وجود دارد كم و بيش با زبان ساده مورد تجزيه و تحليل قرارگيرد و راهكارها و هشدارهايي نيز در رابطه با مبارزه با اعتياد و حفظ امنيت جامعه در برابر اين معضل ارائه گردد. به اميد آنكه روزي جامعه اي  به دور از اين معضل اجتماعي داشته باشيم . انشاا…(ورنان کلمن  ، ترجمه محمد رضا میرفخرایی(1387)
بیان مسألــه :

یکی از عواملی که پدیده ناامنی در جامعه را فراهم می کند و بطور مستقیم و یا غیر مستقیم سبب اختلال در نظم و امنیت جامعه می شود مواد مخدر و اعتیاد است .
اعتیاد یکی از مشکلات بزرگ جامعه ماست این بیماری سبب عقب ماندگی خواهد شد و جامعه را از تکامل و پیشرفت باز خواهد داشت.
هر ماده ای که استفاده از آن ایجاد سستی و رخوت کند و عدم استعمال بموقعش موجب بروز آثار و محرومیت شود آنرا مواد مخدر می گویند شاید روزگاری انسان به مواد مخدر بعنوان یک داروی شفا بخش نگاه می کرد ولی با توجه به توسعه علم و فناوری و در نتیجه روشن شدن ابعاد ویرانگر آن این پدیده بصورت تهدید جدی برای بهداشت عمومی و امنیت سیاسی و اجتماعی جوامع و ملل مختلف شناخته شد.
دلیل اهمیت موضوع این است که کشور ما به لحاظ موقعیت جغرافیایی و قرار گرفتن در مجاورت بزرگترین کانون مواد افیونی و مسیر ترانزیت این مواد , همچنان تحت تاثیر این شرایط قرار گرفته و نتوانسته خود را از آثار سوء این بلیه ایمن نگهدارد بطوری که طبق آمار موجود بیشترین تعداد زندانیان کشور در ارتباط با جرایم مواد مخدر می باشند این امر مسلماً تبعات اجتماعی , اقتصادی , سیاسی و امنیتی متعددی را برای کشور در بر دارد.ریشه های تاریخی اعتیاد به تریاک ، یکی از معضلات اجتماعی و بهداشتی حاکمیت است . برابر بررسی های انجام شده حدود 2 درصد از جمعیت حدود 70 میلیونی کشورمان معتاد به مواد مخدر هستند و همچنین 60% از بیماران مبتلا به بیماری ایدز در ایران ، از معتادان به مواد مخدر هستند .
آنچه مسلم است این است که ضد ارزش بودن اعتیاد به مواد مخدر در جامعه باید نهادینه شود و نهادینه کردن این موضوع نیاز به تبلیغات ، تخصص و آموزش دارد .تبلیغات باید از سطوح خیلی پایین و در نهادهای اولیه مثل خانواده و مدرسه شروع شود .تبلیغات از یک طرف علیه معتاد و اعتیاد و از طرف دیگر باید با تبلیغاتی که به وسیله معتادان انجام میشود مبارزه کنند . ( غنجی علی (1386) ص 4 )
ماده مخدر ، معتاد و اعتياد
در زبان فارسي به چيزي كه ايجاد سستي و رخوت كند مخدر گفته مي شود اكثريت فرهنگيهاي فارسي در اين باره اختلافي ندارند. اما آن چيزي كه در فرهنگ عامه از كلمات مخدر  و مواد مخدر استنباط مي گردد. منظور كليه داروهايي است كه به نحوي  اعتياد آور باشند به عبارت ديگر كليه داروهايي كه مصرف آنها باعث خويگري و اعتياد گردد اعم از اينكه  سستي زا ، شور انگيز ، وهم آور يا مسكن و خواب آور باشند از نظر فرهنگ عامه مخدر محسوب مي شوند در حالي كه بسياري از آنها نه تنها مخدر(سستي زا) نيستند بلكه همانطوركه اشاره شد باعث تغييرات ديگري در مصرف كنندگان  مي گردند كه در بعضي موارد اثرات متضادي به ظهور مي رسانند.
(معین محمد -1362 ص 3941 )
مواد مخدر به مفهوم ذكر شده از نظر طبقات خاص جامعه نيز معني و مفهوم جداگانه اي  مي تواند  داشته باشد، چنانچه نظر يك معتاد به ترياك ، با نظر يك فرد سالم متفاوت است. ديدگاه يك پزشك  با نظر يك پليس محقق در باره مرفين مطمئناً مغاير است و حتي دو نفر معتاد به يك ماده مخدر نيز ممكن است در مفهوم ماده مخدر مصرفي  با هم اختلاف نظر داشته باشند و همينطور  طرز فكر هر مصرف كننده بر حسب اينكه چه نوع ماده اي مصرف كند يا در چه شرايط  سني ، فكري و جسمي ، اجتماعي باشند فرق دارد . كساني كه سعي مي كنند دريك شرايط آزمايشگاهي يا مجرب براي ماده مخدر تعريفي پيداكنند سعي شان  بيهوده است . عده اي گمان مي كنند كه هر دارويي كه از نظر قانوني ، توليد، توزيع يا مصرفش تحت كنترل در آيد، يا هر ماده اي كه قانگذار جزو مواد مخدر  محسوب كند بايد ماده مخدر بدانيم . عده اي از قضات يا دانشجويان پليس و علوم قضايي در اين گروه هستند . ( شهیدی محمد حسین ، 1375 ص 68 )
شايد بتوان گفت بهترين تعريف براي ماده مخدر تعريفي است كه كليه جنبه هاي آن اعم از فردي،‌اجتماعي ، دارويي و نيز اثرات فيزيولوژيكي را در برگيرد. لكن چنين تعاريفي نيز از جامعيت لازم برخوردار نيست ، معمولاً در اين بررسيها مطلب از رابطه بين فرد و دارو شروع مي شود و به اثرات اجتماعي ،‌اقتصادي و حتي سياسي موضوع مي انجامد و در چنين شرايطي مفاهيم جديدي براي مواد مخدر به دست مي دهد . شايد يكي از راه حلها بررسي جداگانه موادمخدر از ديدگاههاي متفاوت باشد از جمله :
از نظر دارويي :‌   هر ماده اي كه با تاثير روي سيستم مركز اعصاب قادر به ايجاد تغييرات جسماني ، رواني و رفتاري در انسان باشد ماده مخدر ناميده مي شود .
از نظر رواني و روانشناسي ، هر ماده اي كه انسان پس از مصرف نسبت به آن وابستگي پيدا كند اعم از اينكه وابستگي ، رواني يا جسماني باشد آن ماده را ماده مخدر مي نامند.
از نظر جامعه شناسي : هر دارويي كه پس از مصرف آنچنان تغييراتي در انسان ايجاد كند كه از نظر اجتماعي اين تغييرات قابل قبول يا پذيرش نباشد و اجتماع نسبت به آن حساسيت يا واكنشي نشان دهد آن دارو مخدر است .
از ديدگاه سياسي :  هر دارويي كه پس از مصرف ، طرز فكر مصرف كنندگان را به نحوي تغيير دهد كه نسبت به مسائل سياسي كشورشان بي تفاوت يا باعث جهان بيني متضاد گردد از نظر سياسي اين دارو مخدر است .
( همان : ص69

تاريخچه مواد مخدر در جهان
آشنايي با مواد مخدر (مواد اعتياد آور در جهان ) سابقه اي بس طولاني. در طول تاريخ ، انسان از مواد مخدر زماني به عنوان دارو براي از بين بردن و التيام دردها و زماني هم براي ايجاد لذت يا فرار از ناراحتي ، همچنين در جشن ها و مراسم مذهبي و گاهي نيز جادوگران از آن استفاده مي كردند.
صرف نظر از اسطوره ها و افسانه هاي باستاني ، خواص دارويي «خشخاش» و محصول آن به نام «افيون» بي گمان سابقه اي طولاني دارد.( باقر زاده احد (1378) ص2)
- تاريخ آشنايي بشر با خواص عصاره گياه خشخاش مشخص نيست . در بعضي منابع معتبر مانند داريره المعارف بريتانيكا نوشته شده است كه در حدود قرن ششم و هفتم قبل از ميلاد مسيح اين گياه در چين شناخته شده بوده است .
- مارسل گرانيد دوايه معاون اسبق بخش كنترل مواد مخدر در سازمان ملل ، متخصص داروشناس نزوئلايي گفته است:
« در لوحه هاي سومري متعلق به سه يا چهار هزار سال پيش از ميلاد مسيح ، مطالبي پيرامون گياه ترياك نوشته و آن را «گياه شادي بخش » ناميده اند . متون آشوري ، مصري و يوناني در مورد استفاده از ترياك در زمانهاي قديم مطالب بسياري دارند.»
- «هرو دوت»،«ارسطو» و «هيپوكرات» در كتاب هايشان از ترياك بسيار سخن گفته اند . زنان مصري از شربت ترياك براي فرو نشاندن خشم و تسكين غم استفاده مي كرده اند .
- به نظر مي رسد اولين تركيب دارويي ترياك در قرن 16 ميلادي به دست آمد و آن را به نام كاشف سويسي اش ، دكتر پاراسلوس(paracelsus)ناميدند.
- يك پزشك انگليسي به نام توماس سيدنهام (Tomas sydenham) كه افلاطون انگلستان ناميده شده است نيز در قرن هفدهم ميلادي داروي جديد ترياك را تهيه كرد.
- در قرن نوزدهم بسياري ديگر از فراورده هاي آن كشف گرديد.
- گياه خشخاش از ناحيه آسياي صغير به يونان منتقل شده؛اگر چه در بعضي منابع آمده است كه در اروپا مجارها اولين ملتي هستند كه با گياه خشخاش آشنا شدند و گياه شناسان اين كشور اين آشنايي را از 1200 سال قبل از ميلاد به بعد
مي دانند ؛ ولي «هومر» شاعر نابينا و حماسه سراي يوناني كه احتمالاً 600 سال قبل از ميلاد مي زيسته در آثار خود از گل خشخاش كه در باغ هاي شهر رم كشت مي شده ، ياد مي كند . چون يونانيان زمان سقراط حدود چهارصد سال قبل از ميلاد از تاثيرات طبي ترياك سخن گفته اند ، مي توان گفت كه حداقل آشنايي يونانيان با تاثيرات طبي مخدرها به چندصد سال قبل از ميلاد مسيح بر مي گردد.
- «بقراط» در چهار صد سال قبل از ميلاد مسيح و «تئوفراست» در همان تاريخ از ترياك براي درمان اسهال و تسكين درد استفاده مي كرده اند.
- در ايران پزشكان عالي قدري مانند شيخ الرئيس ابوعلي سينا (427-370 هـ ق) و محمد بن زكرياي رازي (313-251 هـ ق ) از ترياك در موارد گوناگون بيماري هاي استفاده كرده اند .(باقر زاده ؛1378 :3-2)
2. تاريخچه مواد مخدر و اعتياد در ايران
همانطوري كه گفته شد ، شناخت مواد مخدر در جهان ، سابقه اي بس طولاني دارد . به شهادت تاريخ ، رواج دهنده اين مواد در ايران عوامل انگلستان بودند كه در عصر صفويه راه هاي كشت خشخاش و استفاده از ترياك را رواج دادند ؛ به نحوي كه ابتدا به در بار صفويه راه يافت و بعد از آلوده كردن شاهان ، شاهزادگان و در باريان صفوي به درون مردم سرايت كرد و نحوه گسترش آن به قدري سريع بود كه بعد از گذشت زماني كوتاه ، اپيدمي شده و درون قهوه خانه به صورت رسمي و به عنوان تفنن استعمال مي شد.(همان: 6)
نكته قابل توجه اينكه در دوران صفويه ، استعمال ترياك به صورت خوردن حب يا شربت هاي مخصوصي به نام كوكنار (جوشانده خشخاش ) معمول بوده و از كشيدن ترياك ذكري به ميان نيامده است . طبق نقل سياحان و مورخان ، شاه طهماسب صفوي و شاه عباس كه تا اندازه اي به مضار اين مواد پي برده بودند ، دستورات ، قوانين و مجازات هايي را جهت منع مصرف مواد مخدر وضع كردند؛ ولي در اين امر موفقيت چنداني نيافتند.(همان:7)
اساساً استفاده از ترياك تا زمان تشكيل دولت صفويه (907 تا 1148 ه.ق) رواج چشمگيري نداشت.
در زمان حكومت قاجار با ترفند انگليسي ها بسياري از مزارع كشت گندم و ديگر محصولات مفيد زراعي به مزارع كشت خشخاش اختصاص داده شد و خريد و فروش مواد مخدر رواج يافت و اساساً خريد و فروش آن به انحصار دولت در آمد.

انواع مواد مخدر و اثرات جسمی و آمار معتادان
 
افيوني (1)       
مواد افيوني    ترياك، شيره، سوخته، مرفين و كدئين، انواعي از مواد افيوني هستند كه از گياه خشخاش به دست مي‌آيد و مسكن قوي سيستم عصبي مركزي است.       
آثار مصرف مواد اوليه    - ابتدا احساس لذت و سرخوشي و سپس كج‌ خلقي و افسردگي
- احساس گرما و گل‌انداختن صورت
- تنگ شدن مردمك چشم‌ها
- گيجي و رخوت
- تهوع و استفراغ
- ضعيف شدن تنفس
- كاهش فشار خون
- اغما و مرگ در اثر مصرف مقادير زيادي مواد       
عوارض مصرف طولاني    - ايجاد وابستگي شديد جسمي و رواني
- بي‌توجهي به وضعيت بهداشتي و سلامتي
- تيره شدن پوست
- چرت زدن دائمي
- افسردگي
- كاهش وزن
- يبوست
- كاهش ميل جنسي در مردان
- نامرتب شدن قاعدگي در زنان
- عفونت‌هاي خطرناك مثل ايدز و كزاز بر اثر تزريق       
آمار معتادان به اين ماده در جهان    در جهان بيش از 200 ميليون معتاد به انواع مواد مخدر وجود دارد كه 13 ميليون آن معتاد به مواد افيوني (ترياك و هروئين) هستند. در ايران برابر آمار مركز مبارزه با مواد مخدر نزدیك يك ميليون نفر معتاد به ترياك، 300 هزار نفر به هروئين و نزديك 800 هزار نفر به صورت تفنني مصرف‌كننده ترياك هستند.    
غنجی علی ، 1386 ص271

 
افيوني (2)       
مواد افيوني    ترياك، شيره، سوخته، مرفين، و كدئين، انواعي از مواد افيوني هستند.       
مرفين خام    مرفين خام، يك آلكالوئيد است كه از ترياك يا ساقه گياه خشخاش به دست مي‌آيد.       
مرفين    از آلكالوئيد اصلي ترياك است كه از ترياك خام يا مستقيماً از ساقه گياه خشخاش استخراج مي‌شود.       
هروئين    هروئين يك ماده مخدر نيمه مصنوعي است كه از مرفين گرفته مي‌شود       
مواد مخدر مصنوعي    «مواد مخدر مصنوعي» دسته‌اي از ضد دردهاي قوي (مسكن) با خواص شبيه مرفين است؛ اما از نظر داروييو منشا ساختاري، ارتباطي به آن ندارند مانند متادون و پتدين       
متادون    متادون يك داروي مخدر ضد درد مصنوعي است كه اغلب در درمان اعتياد به هروئين به عنوان يك داروي جايگزين به كار برده مي‌شود نامهاي رايج (داوفين- پولاميدن و هپتانون)       
پتدين    پتدين يك داروي مخدر ضد درد مصنوعي، با عملكرد مشابه مرفين است. نام‌هاي رايج (دمرول، دولانتين و مپردين)    
 
هروئين       
هروئين    يكي از تركيبات، مرفين است كه با عمل استيلاسيون بدست مي‌آيد. اين ماده به رنگ سفيد مايل به كرم، داراي طعمي تلخ و بي‌بو است كه پس از مدتي نگهداري، بوي ترشي و سركه مي‌دهد. ماده اصلي شيميايي براي ساخت آن اسيد انيدريد استيك است       
پيدايش    هروئين قوي‌ترين و مخرب ترين ماده مخدر بشمار مي‌آيد كه در سال 1874 توسط يكي از دانشمند انگليس ساخته شد و تحقيقات بيشتر را درباره اين ماده، دانشمندان آلمان در سال 1890 تكميل نموده و آن را به عنوان دارو معرفي كردند.       
انواع

    برابر تقسيم‌بندي دبيرخانه كل پليس بين‌الملل هروئين چهار نوع است:
1- هروئين شماره 1 در واقع همان مرفين است.
2- هروئين شماره 2 با درجه خلوص 5 تا 10% و معروف به هروئين خياباني
3- هروئين شماره 3 با درجه خلوص 60 تا 70% و مشهور به هروئين لابراتوري
4- هروئين شماره 4 با درجه خلوص 90 تا 100 و معروف به هروئين تزريقي    
 همان :272
 
بسته‌بندي    هروئين در بسته‌هاي 5 سانتي آماده مي‌شود و معمولاً ناخالص است و به طور معمول هر معتاد هروئيني، روزانه 2 تا 3 بسته 5 سانتي مصرف مي‌كند.       
روش شناسايي    مطمئن‌ترين راه شناسايي از طريق كار آزمايشگاهي است       
استعمال    از طريق كشيدن از راه مجراي تنفسي، تزريق داخل رگ‌ها و تزريق زير جلدي استعمال مي‌شود       
عوارض    وابستگي جسمي و روحي، افسردگي، ناتواني در تخليه ادار، نارسايي قلب و به هم خوردن نظم ضربان قلب، تهوع و استفراغ، عفونت پوست، كليه و عروق، تيرگي پوست به خصوص لب‌ها       
آمار معتادان به هروئين در ايران    برابر بررسي‌هاي كارشناسي مركز مبارزه با مواد مخدر، حدود 300 هزار نفر معتاد به اين ماده مخرب در ايران وجود دارد    
 
ترياك       
تاريخچه ترياك    ترياك، قديمي‌ترين و مشهورترين ماده مخدري است كه از گياه خشخاش به دست مي‌آيد. سابقه اين گياه را تا هفت هزار سال قبل از ميلادي ذكر مي‌كنند. از آثاري كه از سومري‌ها باقي مانده است چنين بر مي‌آيد  كه آنها از اين ماده به عنوان داروي ضد درد و مسكن قوي و التيام‌‌بخش استفاده مي‌كردند       
ترياك    ترياك شيره منعقد شده گرز نارش خشخاش است كه از نظر علمي از گونه پاپاور سوممنيفروم ال است       
ترياك پرورده    ترياك آماده مصرف، ماده‌اي است خميري به رنگ قهوه‌اي       
آلكالوئيدهاي ترياك    ترياك داراي تركيبات بسياري است كه تاكنون 25 نوع آن شناخته شده است. مهمترين آلكالوئيدهاي ترياك عبارتند از: مرفين، ناركوتين، پاپاورين، تبائين، كدئين و نارسئين       
نحوه مصرف    - تدخين به وسيله وافور يا با وسايلي مانند قليان، قلقلي و سيخ و سنگ
- استفاده به صورت حب
- حل كردن در آب يا چاي و نوشيدن آن       
عوارض    وابستگي جسمي و روحي، افسردگي و بي‌قراري، پرخاشگري، تهوع و استفراغ، يبوست مزمن، بي‌اشتهايي، خشكي دهان، اختلال در كبد، تيره شدن رنگ پوست و لبها       
واحد خريد و فروش    در عرف معاملات ترياك، اوزاني مانند لول، مثقال، تيغ و نخود رد و بدل مي‌شود    
همان : ص 273
 
آمار معتادان در ايران    از ميان 000/200/1 معتاد دائمي در كشور، 65% آنها متعاد به ترياك هستند       
كانون توليد    حدود 70% ترياك در افغانستان، 28% در منطقه مثلث طلايي (ميانمار، لائوس و تايلند)  و 2% در منطقه آمريكاي جنوبي (كلمبيا و مكزيك) توليد مي‌شود.       
حشيش       
حشيش    ماده‌اي است به رنگ تيره و گاهي قهوه‌اي مايل به سبز شبيه حنا كه از گل برگ و ساقه گياه شاهدانه مونث و از ترشحات چسبنده آنها به صورت صمغ بدست مي‌آيد. حشيش حاوي ماده شيميايي بنام T.H.C (تتراهيدرو كانابينول) است كه ماده موثر آن بشمار مي‌رود. حشيش در طبقه‌بندي مواد مخدر، جزو مواد توهم‌زا طبيعي مي‌باشد. لازم به يادآوري است در قانون مواد مخدر (ماده 4) به جاي حشيش، چرس، بانگ و گراس آمده است.       
آثار مصرف اوليه    - اختلال حافظه، گيجي و بي توجهيي به اطراف
- قرمزي چشم
- تغيير در درك زنگ و صدا
- تند شدن ضربان قلب
- به هم خوردگي تعادل حركتي
- افزايش اشتهاي كاذب       
عوارض مصرف طولاني    - از بين رفتن سلول‌هاي مغزي (پوك شدن مغز)
- بيماريهاي تنفسي مزمن و سرطان ريه
- اختلال رواني شديد و پايدار
- التهاب و انسداد مزمن مجاري تنفسي
- نازايي در زن و عقيمي در مرد
تشنج       
آمار معتادان به حشيش در جهان و ايران    در جهان: از آمار بالاي 230 ميليوني معتادان در جهان بيش از 160 ميليون نفر، مصرف‌كننده اين ماده هستند.
درايران: برابر آمار كارشناسي پليس مبارزه با مواد مخدر، بيش از 300 هزار نفر مصرف‌كننده اين ماده مي‌باشند.    
همان : ص 274


بسترهاي گرايش به اعتياد
 
عوامل سياسي- جغرافيايي    - در دسترس بودن مواد به خاطر قرار گرفتن ايران در مجاورت بزرگترين كانون توليد مواد مخدر در جهان
- جنگ، مهاجرت، آوارگي و بي‌خانماني حاصل از جنگ
- سياسي بودن قدرتهاي استكباري در عدم برخورد با توليد مواد مخدر در منطقه       
عوامل اجتماعي- فرهنگي    - محيط، وجود نقاط آلوده و دسترسي آسان به مواد مخدر
- وجود تبعيضات اجتماعي
- مدرسه (بي‌توجهي به نيازهاي دانش‌آموزان، وجود مديريت منفصل، نبودن مشاوران آگاه به مسائل كودكان)
- كمبود وجود تفريحات سالم
- گروه همسالان و دوستان نا اهل
- رسانه‌هاي گروهي (نداشتن برنامه‌هاي بازدارنده از اعتياد)
- فشارهاي اقتصادي (فقر و بيكاري)
- فشارهاي اجتماعي (تجمل‌گرايي، رقابت بيهوده)
- رفاه بيش از حد
- مهاجرت از روستا به شهر و قرار گرفتن در محيطي تازه و عدم امكان برقراري روابط دوستانه
- عدم آگاهي از عواقب زيان‌بار اعتياد
- بي‌سوادي يا كم سوادي
- سست بودن مباني اقتصادي
- تمايل به انجام عمل خلاف، ضد اخلاقي و ضد اجتماعي
- فقدان احساس مسئوليت
- فقدان برنامه‌ريزي هدفمند براي پر كردن اوقات فراغت    
(غنجی علی ، 1378 ص 192)
 
خانواده     خانواده‌هاي از هم گسيخته    - غيبت طولاني پدر و مادر
- فوت پدر و مادر
- اختلافات و منازعات پدر ومادر
- متاركه
- طلاق
- نامادري       
     خانواده‌هاي سخت‌گير    - تضاد فكري و معنوي والدين با فرزندان
- عدم توجه والدين به خواسته‌هاي منطقي فرزند
- تربيت نا صحيح
- ناتواني در برقراري روابط عاطفي
- ناسازگاري
- پرخاشگري
       
خانواده     خانواده‌هاي سهل‌انگار    - مشغله والدين
- ناآگاهي والدين
- ضعف شخصيت والدين
- رها بودن فرزندان
- عدم نظارت والدين بر دوستان فرزند       
     خانواده‌هاي معتاد    - كنجكاو شدن فرزندان
- از بين رفتن قبح اعتياد
- ناظر بودن فرزندان به اعتياد والدين       
     خانواده‌هاي منفصل    - پايبند نبودن به مسائل ديني و مذهبي
- ناتواني پدر و مادر در حل مشكلات
- فرار از مسئوليتها
- ايجاد شرايط نامناسب براي الگوبرداري فرزند    
( همان : ص 192 )
 
اداري- سازماني    - نبود سياست كلان و برنامه راهبردي در مبارزه با مواد مخدر در ابعاد مختلف خصوصاً در برخورد با معتادان
- هدفمند نبودن برنامه‌هاي مبارزه بامواد مخدر در ابعاد مختلف
- مشخص نبودن متولي واقعي مبارزه با اعتياد
- وجود ضعف در قوانين و مقررات
- فعال نبود اردوگاههاي بازپروري
- وجود ضعف در مبارزه انتظامي در مقابله با اعتياد
- مطرود بودن شخصيت معتاد حتي پس از ترك و عدم پذيرش
- اعمال سليقه‌هاي شخصي حاكم در برخورد با معتادان
- موثر نبودن برنامه‌هاي بازتواني يا بازپروري
- بالا بودن ضريب خطا در دستگيري معتادان       
عوامل فردي    -كنجكاوري
- سودجويي و قانع نبودن به درآمدهاي حاصل از شغلهاي متعارف
- شركت در مجالس شب‌نشيني و حضور افراد معتاد در آن مجالس
- شكستهاي روحي و عاطفي
- شخصيت خودشيفته
- خود كم بيني
- افسردگي
- عقده حقارت
- كم‌رويي در برابر فشار دوستان
- سركوبي جنسي
- احساس عدم توانايي
- ياس و عدم اعتياد به محيط و آينده
- نوع شغل (آسيب‌پذيري)
- خستگي جسمي يا فكري ناشي از سختي كار
- معلوليت
- ناراحتيهاي رواني
- دردهاي مزمن ناشي  از بيماريهاي جسمي    
(همان : 193)
تقسيم بندي مواد مخدر بر اساس
نوع ، محل توليد و آمار مصرف كنندگان در جهان

الف) خشخاش ؛ ترياك و هروئين (مواد افيوني)
افغانستان ، ميانمار، لائوس، كلمبيا و مكزيك
16 ميليون نفر
 ب) شاهدانه؛ حشيش و ماري جوانا
در قاره آمريكاه: كلمبيا، مكزيك، جامائيكا و پاراگوئه
در قاره اروپا: هلند ، بلژيك ، لهستان و آلباني
در قاره آسيا: افغانستان، پاكستان، هند و نپال
161 ميليون نفر
ج كوكا؛ كوكائين
فقط در آمريكاي مركزي (كلمبيا ، پرو و بوليوي)
7/13 ميليون نفر

د) مواد صنعتي
متاآمفتامين در ميانمار، چين، تايلند و ايالات محتده آمريكا ؛
آمفتامين (اكستاسي) در هلند، بلژيك و لهستان
35 ميليون نفر

منبع: گزارش 2005-2004 سازمان ملل : 7-5
روشهاي شناسايي معتادان
1- شناسايي به وسيله آزمايش مايعات بدن ( و يا گاهي ناخن و مو) كه در آزمايشگاه انجام مي شود.
2- شناسايي با استفاده از تغييرات به وجود آمده در فرد.
در اينجا قصد نداريم تا روش هاي آزمايشگاهي شناسايي معتادان را بررسي كنيم و تنها روش دوم را مورد بررسي قرار مي دهيم و نتيجه گيري مي كنيم. ( غنجی علی 1386 ص 203 )
آنچه مسلم است تغييرات به وجود آمده در فرد به ميزان پيشرفت اعتياد وي بستگي دارد و شناسايي فرد از روي تغييرات ، در مراحل مختلف اعتياد متفاوت است.
اين مراحل را مي توانيم به صورت زير دسته بندي كنيم :
الف) مراحل ابتدايي اعتياد
ب) مراحل نسبتاً پيشرفته اعتياد
ج) مراحل پيشرفته اعتياد
الف) مشخصات معتاد در مراحل ابتدايي
معمولاً تغييرات به وجود آمده در فرد معتاد در مراحل ابتدايي از ديد خانواده ها مخفي مي ماند ؛ اما مصرف مواد مخدر حتي در مراحل اوليه نيز علائمي دارد:
1) خودداري از برخورد مستقيم با اعضاي خانواده؛
2) مشغول كردن خود به اموري كه قبلاً به آنها اهميت نمي داده مانند: خواندن كتاب يا روزنامه ؛
3) ظاهر شدن پياپي جلوي آينه براي اطمينان از مرتب بودن وضع ظاهري ؛
4) سعي در عادي جلوه دادن رفتار؛
5) اصلاح زود به زود صورت براي شاداب جلوه دادن خود؛
6) گذشت از خطاهاي اعضاي خانواده به خصوص در مواردي كه قبلاً ايراد مي گرفت.
7) خارج شدن از منزل در اوقات نا مناسب ؛
8) شستشوي مكرر دست و صورت و دهان و حتي شستشوي مكرر سر.
9) نوشيدن چاي زياد مصرف سيگار ( مشاهده ته سيگار در اتاق ، سطل آشغال يا توالت )؛
10) خوش رفتاري و مهرباني كم سابقه؛
11) تغيير در مردمك چشم (تنگ يا گشاد شدن) و خواب آلودگي زياد. (همال : 204 )

ب) مشخصات معتاد  در مراحل پيشرفته نسبي
متناسب با پيشرفت اعتياد و آلوده شدن بيشتر فرد ، به تدريج علائم جديدي در فرد ظاهر مي شود . معتاد، ديگر قادر به پنهان كاري نيست و حداقل ، ضرورتي براي اين كار نمي بيند . در اين مرحله كه كاملاً گرفتار اعتياد شده است، ظاهر و رفتارش به كلي تغيير مي كند . تغييراتي كه براي خانواده كاملاً مشخص است . اين مرحله در مصرف ترياك ، 5 تا 6 ماه و در مصرف هروئين ، 2 تا 3 ماه پس از آغاز مصرف است . مهمترين تغييرات عبارتند از :
1) لاغر شدن نسبت به ماه هاي قبل و تغيير رنگ لب ها؛
2) كبودي اطراف چشم ، قي كردن مرتب چشم و پف همراه با چروك در اطراف چشم؛
3) تغيير در رنگ پوست بدن به خصوص تبديل رنگ چهره به زرد تيره ، سيخ شدن موها و تغيير حالت در نگاه كردن؛
4) خميدگي در پشت و تغيير واضح در راه رفتن به طوري كه فرد در راه رفتن تعادل ندارد؛
5) خميازه كشيدن ، خواب آلودگي ، خشكي بيش از حد لب ها و لرزش محسوس دستها ؛
6) عصباني و بدخلق شدن ، پرخاشگر و از خود راضي بودن؛
7) دير خوابيدن و دير از خواب بيدار شدن و اهميت ندادن به نظم و ترتيب .
8) وقفه در استحمام كردن؛
9) فاصله گرفتن از خانواده و احساس غريبي كردن با آنها؛
10) تغيير در لحن و گفتار (لهجه) و كشيده ادا كردن كلمات؛
11) پرحرفي و پرگويي ، بيهوده گويي و تناقض گويي ؛
12) قطع كردن ناگهاني كلام خود و ديگران ؛
13) رفت و آمدهاي مكرر و تماس هاي مشكوك ؛
14) مطلق گرايي ، در مورد همه مسائل ، مثلاً اگر كسي را عليه خود بداند او را بدترين فرد و اگر كسي را موافق ببيند او را بهترين فرد مي داند.
15) ارتكاب اعمال خلاف ، ربودن اشياء و وسايل منزل و فروش آنها براي تهيه مخارج اعتياد؛
16) آثار سوختگي روي رختخواب ، فرش و انگشتان خود معتاد؛
17) بي علاقگي نسبت به مسائل مادي و معنوي . (همال : 205 )

ج) مشخصات معتاد در مرحله پيشرفته
در اين مرحله، اعتياد براي مردم قابل تشخيص است؛ بنابراين هدف، تشريح وضعيت او براي شناخت اطرافيان نيست ؛ بلكه منظور معرفي حالات و وضعيت معتادان پيشرفته است. نمونه اي از خصوصيات اين افراد؛
1) خميده شدن قامت معتاد؛
2) طرد شدن كامل از خانواده و جامعه ؛
3) چاپلوس و متملق شدن؛
4) نسبت دادن علت مشكلات و اعتياد خود به ديگران از جمله خانواده؛
5) تمارض به بيماري هاي مختلف از جمله درد در قفسه سينه يا ناراحتي هاي قلبي و كليوي؛
6)از دست دادن تمركز حواس و عدم تشخيص عواقب اعمال خود كه اين مسئله نيز امكان هر گونه عمل خلاف حتي جرايم سنگين را افزايش مي دهد.
7) افزايش دروغ گويي و قسم هاي بي مورد؛
8) خرابي لثه ها و دندان ها؛
9) سنگيني پلك ها همراه با خواب آلودگي و نيمه باز بودن چشم ها توأم با حركات لرزشي پلك ها؛
10) رها كردن خانه و خانواده به مدت طولاني و گاهي براي هميشه؛
11) عدم استقبال از هر گونه اقدام براي ترك اعتياد به بهانه ترس از مرگ . (همان : 206 )
اعيتاد و ارزشها   :
يكي از مشكلات مهم اجتماعي در باب مواد افيوني و دخاني عبارت است از نقش گمراه كننده نظرات متناقص پزشكان در مورد مضرات آنها و همچنين سكوت بعضي از رهبران مذهبي در باره حكم آنها ، كه متاسفانه با وجود تمام اثرات سوء  و مضرات ، آنها را به عنوان مواد سمي بپذيرند  و همچنين برخي از رهبران مذهبي حاضر نيستند كه با صراحت لهجه ، فتواي حكم  را صادر كنند كه اين عملكرد معمولاً به دلايل ذيل مي باشد:
برخي از پزشكان و رهبران مذهبي خود به يكي از مواد شديداً وابسته شده و جرأت و شهامت ترك و مبارزه با آن را ندارند . ( شاکری ، عبدالحسین 1376 ص96 )
 برخي براي اينكه در بين افكار عمومي از معتادان و قاچاقچيان طرفداراني جدي پيدا كنند در اين مورد سخني نمي گويند.
بعضي نيز به علت نداشتن علم و آگاهي و مطالعه و تجربه كافي در تشخيص موضوع دچار اشتباه هستند.
عده اي نيز چون موضوع براي آنها به عنوان يك مساله اجتماعي مطرح نيست سكوت كردند و برخي نيز چون در اين باب از آنها سئوالي نشده لب نگشوده اند .
در تاريخ معاصر ايران موضوع قابل توجهي به چشم مي خورد و آن موضوع تحريم تنباكو است وقتي كه يكي از علماي بزرگ حكم تحريم تنباكو را صادر مي كند ، خروارها تنباكو به گوشه اي افتاد و احدي ازآنها استفاده  نمي كند و از طرفي شاهديم چون حرمت شراب براي همه  كس روشن و واضح مي باشد كمتر انسان معتقدي را مي يابيم كه از مهمانش كه شراب خوار است با شراب پذيراي كند ، اما همين فرد از مهمان معتاد و سيگار و … با ترياك و سيگار پذيرايي مي كند چرا كه براي او حكم آن نامشخص است. كه اين امر بيانگر آن است كه فتواي حرمت مواد مخدر مي تواند يكي از عوامل بازدارنده و بر حذر كننده افراد از مواد مخدر باشد چنانكه عدم اجماع مراجع شعيه در حرام بودن مواد مخدر سبب گسترش اعتياد در جامعه ايران شده است . و اين بازگو كننده اين مطلب است كه رفتار اعضاي جامعه  تا چه حد متاثر از فرهنگ جامعه است و تا چه حد فرهنگ و ارزشها در جامعه مي توانند رفتار فرد را تحت كنترل در آورند. چنان چه در استعمال دخانيات مشاهده مي نماييم چون سيگار و توتون  در زمره مواد مخدري است كه نه فقط مصرف آنان بلكه توليد آنها نيز قانوني محسوب مي شود لذا اين امر موجب گسترش هر چه بيشتر اعتياد به اين قبيل مواد شده است بر مبناي اين امر استعمارگران تلاش كرده اند تا ارزشهاي غلط و زشت را جايگزين ارزشهاي درست واصيل نمايند و با بهره گيري از نويسندگان، رهبران  و سياست مداران در اين راه يك لحظه آرام نگرفتند. ( همان : ص 97)

اعيتاد و جرم   :
      هميشه اين بحث وجود داشته و دارد كه آيا بين اعتياد و جرم رابطه وجود دارد بانه ؟ كداميك سبب ديگري است يا اين هر دو محصول شي ديگري مي باشند؟اگر چه اعتياد خود زاييده مشكلات بسياري از جمله مشكلات اجتماعي است ولي خود نيز بوجود آورنده مشكلات مختلف اجتماعي مي باشد. معمولاً انسان معتاد بنابه دلايل ذيل دست به جرم مي زند  چون اعتياد به مواد مخدر قانوناً جرم است فرد مواخذه مي شود ، فرد معتاد با اين باور  كه خلاف  قانون مي كند امكان  تشجيع  آن بر مخالف ساير قوانين نيز فراهم مي گردد.چون معتاد مجرم شناخته شده و بعد از دستگيري در زندان همراه مرتكبين ساير جرايم ميباشد، ساير جرايم را از آنها مي آموزد و بعد از خروج  از زندان اگر كاري نداشته باشد دست به جرايم مي زند زماني كه اعتياد به مواد مخدر ، هزينه زيادي رامي طلبد و در آمد معتاد جوابگوي آن نيست ، آن را وادار به دزدي و ساير جرايم مي كند. معمولاً اگر انساني امكانات مادي بالايي داشته باشد كمتر دست به جرم مي زند و فقط در زماني كه  نمي تواند مواد مورد نيازش را تامين كند دست به اعمال غير مشروع مي زند. براثر انحطاط شخصيت و عدم  تعادل رواني ، رابطه شخص معتاد با تمام انسانهاي ديگر خود به خود قطع مي شود و پس از گرفتار در دام اعتياد ، ديگر او رابطه عادي و طبيعي و فطري و معنوي قبلي را با هيچكس حتي پدر و مادر  و همسر خود نيز پيدا  نمي كند و بارها در گزارشهاي مقامات قضايي انواع تخلف ها و تجاورز ها از نظر مالي و عاطفي و حتي ناموسي در مورد معتادان آمده است كه همگي نشان مي دهند شخص معتاد ديگر ارتباط روحي و عاطفي با بستگان خود ندارد، يعني انساني فاقد استعداد انس و عاطفه مسلماً وقتي معتاد نسبت به انسانهاي نزديك  خويش بي اعتنا باشد براي ديگران كمترين حساسيت مثبتي نخواهد داشت يعني  به همان نسبت كه از  خويش بريده از جامعه هم بريده  ، لذا معتاد ديگر آن فرد سالم قبلي نيست كه روح اجتماعي داشته و عاطفه و كشش نوعي  را دريابد ودرك كند و اين تنها چيزي است كه استعمارگران در اعتياد آن را مي جويند تا انسان ها را بتوانند به آساني برده خويش سازند. بطور كلي از نظر جرم شناسي دو دسته از جرايم، از اعتياد ناشي مي شوند:
الف) بزه هاي مستقيم: مانندجرايم برعليه اشخاص كه تحت تاثيرهيجانات وعوارض ماده ياتوهم زا(مانندحشيش، ال.اس.دي و .. )  يا محرك پس از استعمال آن صورت مي گيرد. ( فرجاد محمد حسین 1371 ص141)
دكتر كلوداليوستين 1 نقش مواد مخدر ، توهم زا و آمفتامين ها را در بزهكاري بررسي كرده،تاثير مستقيم اعتياد به مواد مخدر راروي جرايمي كه عليه اشخاص در هنگام نشئه مواد مخدر انجام مي گيرد نشان   مي دهد.
 ب) جرايمي كه مستقيماً تحت تاثيراستعمال ماده مخدر صورت نمي گيرد مانند جرايم عليه اموال                (سرقت ، جعل، ارتشاء ، اخاذي با تهديد و …) كه شخص معتاد به علت نياز شديد به پول براي تهيه و خريد ماده مورد احتياج به ارتكاب آنها دست مي زند . به اين دسته جرايم ، جرايم ناموسي و خلاف عفت عمومي مانند فحشاء و … را نيز بايد اضافه كرد. اما انحراف زنان ، نوع ،علل وراه مخصوص و متفاوتي دارند . اگر زنان معتاد تمايل به طغيان و انجام اعمال ضد اجتماعي داشته باشند آن ميل خود را با فحشاء ، تسكين مي دهند و نيازي به ارتكاب جرايم ديگر ندارند. ( همان : 197)
ساترلند نيز در اين رابطه مي گويد: علت كمتر بودن جرايم زنان اين است كه زنان بزهكار هر چه بخواهند مي توانند از طريق سوءرفتار جنسي ويا فحشاء به دست آورند و نيازي به ارتكاب جرايم ديگر ندارند.براساس تحقيقاتي كه توسط محققين اجتماعي صورت گرفته است ، اغلب زناني كه معتاد به مواد مخدر مي باشند وقتي نمي توانند از طريق سالم و ياحتي فروش مواد مخدر، مخارج اعتياد خود را تامين نمايند تن به خود فروشي مي دهند. لازم به ذكر است كه ارتباط متقابلي بين اين دو است ، به اين صورت كه زناني كه به فحشاء كشانده شده اند غالباً به اعتياد نيز گراش پيدا مي كنند و نيز آنان كه معتاد شده اند ، به  ويژه در جواني ، به فحشاء تن در داده اند. بيشتر زناني كه به واسطگي مي پرداختند در آغاز به وسيله شوهران يا پدران خود ناچار از تن فروشي در شيره كش خانه بوده اند . ( همان : 198
واكنشهاي اجتماعي در برابر اعتياد
     معمولاً‌ واكنش اجتماعي در مورد مصرف مواد مخدر در طول قرون متفاوت بوده است . بايد به اين حقيقت تلخ اعتراف كرد كه اعتياد را بيشتر يك مسئله شخصي و فردي مي دانند نه اجتماعي ، در حاليكه  بر عكس است و بيشتر مسئله و مشكل اجتماعي است نه شخصي و فردي. در ايران درگوشه و كنار هر شهر و روستا هر كس درد داشته باشد حتي هر قدر مزمن باشد ، وسيله  مردم پزشك نما فوراً برايش ترياك تجويز مي شود ، بدون اينكه بفهمد چه تاثير نامطلوبي دارد و عوارض جسمي آن چيست و حتي بي توجه به اينكه رهايي ازدرد موقتي است و براي رهايي هميشگي از آن بصورت مصرف روزانه درمي آيد و شخص را معتاد مي كند.و در ايران مصرف ترياك مدتها عادي و رايج بود و حتي اغلب خانواده هامقداري ترياك را با آب حل مي كردند و به كودكان خود  مي خوراندند ، تا شب راحت بخوابد بحدي كه كودكان نيز به آن مواد نياز پيدا كرده و معتاد مي شدند و حتي مدتي هم خريد و فروش آن كاملاً آزاد بود و مجازاتي نداشت و اين خود يكي از عوامي رواج مصرف دارو  مي شد تا اينكه قوانيي وضع و تصويب شد تا جلوي مصرف اين مواد را بگيرند  و فقط با  تجويز پزشك قابل خريد و مصرف است واكنش اخير مردم در برابر معتادين آن است كه معتقدند ، افراد معتاد با استفاده  از اين مواد روح و فكر افراد ديگر اجتماع را خراب مي كنند و علاوه بر از بين بردن تدريجي خود باعث بيماري افراد ديگر اجتماعي مي گردند و حتي نيز براي توليد كنندگان شديدترين مجازات ، حتي مجازات مرگ و براي مصرف كنندگان زندانهاي طولاني  به مورد اجرا در مي آيد . ولي مسئله مهم اين است كه با توجه به شديدترين مجازات براي توليد  و مصرف مواد مخدر هر ساله بر تعداد  معتادين افزوده مي شود و جامعه هر روز با فقر نيروي انساني كار آمد و سازنده بيشتر مواجه مي شود. ( همان : 201 )

نتيجه :

عامل اصلي به وجود آمدن اعتياد كساني هستندكه به نحوي در شاخه عرضه مواد مخدر فعال اند. از توليد تا توزيع ،كشت تا خرده فروشي و اگر جلوي اين فعالان شاخه عرضه گرفته شود مساله مواد مخدر حل خواهد شد. آنان كه با اين طرز تفكر به موضوع نگاه مي كنند ،‌ مي گويند اگر به هر ترتيب كه امكان داشته باشد مانع ورود مواد مخدر به جامعه بشويم ، به نحوي كه مواد مخدر در دسترس هيچكس نباشد،  مساله اعتياد حل خواهد شد.  زيرا هركس هرچقدر هم كه براي دسترسي به مواد مخدر اشتياق  باشد وقتي آن را پيدا نكرد مسلماً مصرف  هم نخواهد كرد و طبيعي است كه گرفتار اعتياد هم نخواهد شد. آنها  معتقدند كه حتي با ضرب و زور و خشونت هم اگر شده بايد  جلوي ورود ، توزيع و توليد مواد مخدر را گرفت . آنها براي  به نتيجه رسيدن، خشونت، تشديد مجازات و همكاري با همسايگان  به منظور امحاي كشتزارهاي خشخاش را تجويز مي كنند.در مقابل اين طرز فكر گروهي نيز معتقدند اگر بتوانيم شاخه هاي تقاضاي مواد مخدر را در جامعه قطع كنيم، مساله اعتياد حل مي شود. زيرا اگر تقاضايي وجود نداشته باشد، عرضه كنندگان هر چقدر هم كه فعال باشند براي مواد مخدر مشتري پيدا نخواهند كرد و در نتيجه اصلاً براي آنها توليد و توزيع و عرضه مواد مخدر مقرون به صرفه نخواهد بود و خود بخود كار آنها تعطيل خواهد شد. طرز فكر دوم راه كار را در از بين بردن علل اعتياد مي داند و چنين استدلال مي كند كه اگر معتادان در مان شوند ومسائلي كه  باعث بروز اعتياد مي شود از بين بروند ، گرايش به سمت اعتياد نيز كاهش مي يابد و در نتيجه مساله حل مي گردد . همچنين اين گروه معتقدند اگز بودجه ، امكانات و نيرويي كه صرف مبارزه با قاچاقچيان مواد مخدر مي شود در از بين بردن علل اعتياد و كلاً كارهاي فرهنگي صرف شود مساله اعتيادحل مي گردد.  ( عزتی عزت ا... 1380 ص 25 )
 آنچه كه مسلم است اين است كه ضد ارزش بودن اعتياد به مواد مخدر بايد در جامعه  نهادينه شود البته  اين ممكن نيست مگر با برنامه ريزي، نبايد تصور كنيم كه از نظر قانوني كمبودي داريم الحمدالله  قانون به اندازه كافي قوي و قدرتمند است . نهادي كردن موضوع نياز به تبليغات ،‌تخصص و آموزش دارد.  تبليغات يايد از سطوح خيلي پايين و در نهادهاي اوليه مثل خانواده  و مدرسه شروع شود. تبليغات از يك طرف عليه معتاد و اعتياد و از طرف ديگر بايد با تبليغاتي كه به وسيله معتادان انجام مي شود مبارزه كند.
شايد كمتر به اين مساله توجه شده باشد كه معتادان  بازيركي مشغول تبليغ اوضاع شرايط خويش اند.         
و بزرگترين علت اعتياد معاشرت با معتادان است. به همين دليل  بايد يك سازمان تبليغاتي مستقل تشكيل شود البته اين سازمان بايستي از كليه ارگانهاي مملكتي  نمايندگاني به عضويت بپذيرد و همه سازمانها موظف باشند تبليغات آن را در سازمانهاي متبوع خود ارائه نمايند مساله تبليغات  از ديدگاه مواد مخدر و جهت مبارزاتي آن كه بايد عليه  معتاد و قاچاقچيان باشد خود يك مساله تخصصي و كارشناسي است . هر كس به صرف اينكه مخالفتي با مواد مخدر يا اعتياد دارد نبايستي عهده دار تبليغات شود. تبلغات اگر اندكي بدون در نظر گرفتن ضوابط اجرا شود فوراً نتيجه عكس به بار خواهد آورد. از همه مهمتر اين است كه تبليغات با تهديدات تفاوت دارد و نبايستي جاي اين دو با هم عوض شود. و در موردآموزش خوب است مطلب را با اين سئوال شروع كنيم ، كه آيا علت اينكه جامعه سالم ومبرا از تخلفات مربوط به مواد مخدر به جنايات قاچاق واعتياد روي نمي آورند ترس از قانون است ؟ يا بهتر است سئوال به اين نحو مطرح شود.آيا اكثريت انسانها شريف و موجهي كه مرتكب جرائم مربوط به مواد مخدر نمي شوند  فقط به خاطر مجازاتهاي سنگين پيش بيني شده در قانون وحشتي دارند؟مسلماً چنين نيست و مطمناُ آنچه كه باعث تخفيف و پايين آمدن جرايم مي شود شدت مجازات نيست ،‌ بلكه قبول اين واقعيت از سوي انسانهاي بهنجار است كه عمل بد كردار ناشايست بطور مطلق بد است و نبايستي انجام داد و اين موضوع فقط در اثر آموزش بدست مي آيد.بنابر اين  با آموزش كارآ و تبليغات  درست در خصوص مواد مخدر مي توانيم امنيت اجتماعي را بهتر تامين نمايم. به اميد روزي كه در جامعه مان معضل به نام اعتياد را نداشته باشيم( همان 26 )      
پيشنهادات :

 با توجه به  اين كه در زمينه بررسي علل و عوارض رواني اجتماعي اعتياد در  ايران بمنظور پيشگيري و در مان و در نهايت برخورد اصولي و قاطع  و توفيق در كاهش و از بين بردن اين مساله و مشكل اجتماعي كه از ساير مسائل عمده جامعه چون فقر اقتصادي و آموزشي ، بيكاري ، بزهكاري و ساير كجرويهاي اجتماعي  و اختلالات رواني – رفتاري جدا نيست ، پيشنهادات ذيل توصيه مي شود .
چون در دسترس بودن مواد مخدر بويژه  هروئين وترياك  يكي از عوامل عمده اعتياد است بنابر اين مبارزه قاطع  و اصولي بر عليه تولي و توزيع مواد مخدر و كنترل شديد مرزها در اين جامعه  براي جوانان كه بيشترين قربانيان اين پديده ضد اجتماعي هستند  حنبه حياتي دارد . البته نبايد فراموش كرد كه مبارزه بر عليه اعتياد بدون پرداختن و از بين بردن مسائل اساسي جامعه چون فقر و بيكاري وساير انحرافات اجتماعي و اختلالات رواني نتايجي موقتي خواهد داشت.
شهر نشيني و مهاجرتهاي داخلي از روستاها و شهر ها به مراكز استانها و شهر هاي بزرگ يكي از عوامل اعتياد است بنابر اين با توزيع عادلانه امكانات شهري چون مراكز آموزشي، بهداشتي درماني و شغلي به تمام نقاط كشور بويژه شهر هاي كوچك بطور غير مستقيم از مهاجرت به شهرهاو رشد  بي رويه جلوگيري بعمل آيد.
در صد عمده اي از معتادان بدليل  بي توجهي والدين به اعتياد رو آورده اند لذا  بايد  از طريق وسايل ارتباط جمعي والدين را نسبت به نيازهاي اساسي رواني عاطفي فرزندان در زمينه عوارض ناشي  از محروميت اينگونه  نيازهاي  اساسي كه طبيعي هستند آگاه نمود.
يكي از گرايش  به اعتياد بخاطر به فراموشي سپردن مشكلات زندگي است بنابر اين  بايد با ارائه و اجراي برنامه ريزيهاي اجتماعي آموزشي نسبت به كاهش بار مشكلات زندگي اقدام كرد.
چون درصد عمده ازجوانان بدليل داشتن والدين معتادوياستيزه هاي خانوادگي به اعتياد روآورده اند بنابر اين بايد براي خانواده ها برنامه هاي آموزشي ، تربيتي اخلاقي ترتيب دادوآنهارانسبت به عواقب و عوارض ناخوشايند اين بيماري رواني اجتماعي آگاه نمود، يعني براي تامين سلامت و بهداشت رواني اجتماعي خانواده ها بايد والدين رانسبت به مسائل روانشناسي كودكي و نوجواني آگاه كرد.
چون  معتادين مورد پذيرش جامعه نيستند بنابر اين بايد نظر مردم را نسبت به بيمار بودن و اصلاح پذيراي آنان تغييرداد تا خودشان نيز احساس زائد بودن  و علاج ناپذيري نداشته باشند.
 گروهي از معتادان بدليل عدم آگاهي نسبت به عواقب وعوارض اعتياد معتاد شده اند از اين جهت بايد آنها را نسبت به عوارض جسمي ، رواني اجتماعي اعتياد چون پيري ومرگ زودرس، ابتلاءبه اختلالات رواني عاطفي ،‌ بيكاري ، ارتكاب جرم و متلاش شدن خانواده و انحرافات آنان  از طريق راديو و تلويزيون ، مطبوعات و مؤسسات آموزشي درماني و مشاوره اي آگاه كرد. زيرا عوارض  جسمي رواني اعتياد از طريق كتب ،‌مجلات، عكسها و فيلمها در پيشگيري از اعتياد مؤثر بوده است .
گروهي از معتادان به سرقت و كلاهبرداري از طريق شركت در باند ها اقدام كرده اند بنابر اين بايد درانتخاب ومعاشرت با دوستان فرزندان راهدايت و راهنمايي كردو بطور غيرمستقيم به كنترل آنها پرداخت.
 داشتن ايمان و اعتقاد مردم نسبت به امور مذهبي و اخلاقي در پيشگير ي و عدم مصرف مواد مخدر تاثير دارد از اين جهت بايد به تقويت  ايمان و اعتقادات مردم  از طريق اشاعه فرهنگ و معارف متعالي اسلام اقدام كرد.
 چگونگي گذران  اوقات فراغت در زمينه استفاده از برنامه هاي ناسالم در گرايش به اعتياد تاثير دارد. از گذران اوقات فراغت نبايد غافل بود.بنابر اين بايد براي نحوه گذران اوقات فراغت نوجوانان و جوانان به شيوه هائي درست برنامه ريزي كرد تا به قهوه خانه ها و ديگر مراكز تفريحي ناسالم نروند.
بيشترين درآمد معتاد صرف تهيه و مصرف مواد مخدرمي گردد از اين جهت بايد از طريق روشهاي روان در ماني ، گروه در ماني و كار درماني  اينگونه معتادان را نسبت به تر ك اعتياد تر غيب كرد و خانواده هاي آنها را از فساد هاي اجتماعي رهانيد.
چون معتادان به بيماريهاي رواني مانند افسردگي، اضطراب، پرخاشگري، شكايات جسمي رواني، وسواس ، افكار پارانو ئيدي  و حالات  اسكيزو ئيدي  دچار مي كردند از اينجهت بايد به تاسيس مراكز مشاوره  راهنمائي و بهداشت رواني اقدام كرد.
 بايد برنامه آموزشي و عملي بهداشت رواني تنظيم شود. و براي آموزش موازين بهداشت رواني و رفتاري – بخصوص در شهر ها - اقدام جدي  سريع بعمل آيد و اين خود وجود يك واحد قوي بعنوان مسئول اينكار در وزارت بهداشت و در مان ايجاب مي نمايد و هدف برنامه هاي آموزش خاص براي جلو گيري از اعتياد بايد بيشتر نوجوانان و جوانان سنين  مدارس و راهنمائي و دبيرستان باشند.
برنامه هاي خاص آموزشي و ارشادي براي جلوگيري از اعتياد و نيز براي راهنمائي  و تشويق معتادان به ترك بايد با استفاده از تمام وسايل آموزشي وارشادي براي  جلوگيري از اعتياد و نيز براي راهنمائي و تشويق معتادان به ترك بايد با استفاده از تمام وسايل آموزشي عمومي و خصوصي اجتماع و به شكلهاي مختلف از نظر عرضه بطورمداوم بارعايت ترتيب معقول تهيه واجراءشود. در اين مورد از تحريك عاطفي برضد اعتياد نبايد غافل بود واز ادبيات بايد كمك گرفت.
از طريق تقويت قانون و آموزشهاي ممكن بايد هرچه بيشتردر تقبيح اعتياد كوشش شود و تحريم شرعي آن رابايد تثبيت كرد.
براي جستجوي معتادان در محيطهاي كارگري و آموزشي بايد تمهيد مقدمات قانوني و فني بايد اقدام جدي مداوم انجام گيرد. روشهاي آزمايشگاهي سريع و سرزده مي تواند كمك نمايد.
لازم است امكانات در ماني براي بازگيري معتادان نادم و تائب و روان در ماني مناسب و آموزش علمي و فني و شغلي و اخلاقي و ديني آنان تحت نظر وزارت بهداشت و در مان وجود داشته باشد تا اين قبيل معتادان را در پناه بگيرد. مقرراتي جامع در اين مورد بايد وضع و اجراء گردد. بخصوص كه بار مالي براي دولت نداشته باشد.
افراد معتاد مقاوم و ظاهراً غير قابل اصلاح بايد قطعاً تحت آموزش و پرورش در محيط زنداني مناسب براي بازپروري قرارگيرند،  تا اصلاح شده به جامعه برگردانده شوند.
 با توجه به اينكه علتهاي اعتياد عمدتاً اجتماعي ، اقتصادي و سياسي است برنامه جامع اصلاحات اجتماعي و اقتصادي مقدمه غير قابل اجتناب مبارزه مفيد با مفاسد اجتماعي و از جمله اعتياد است .
وجود مؤسسات ومراكز تحقيقاتي علمي براي شناخت علل، عوارض و پيشگيري و درمان تمامي مسائل اجتماعي بويژه ضدانساني اجتماعي اعتياد ضروري وحياتي است تا بطورمداوم در همه زمينه هاي رواني اجتماعي به مطالعه و تحقيق بپردازد.
 از آنجا كه عامل فردي انساني اعتياد نابساماني شخصيتي است ، كه خود معلولي از شرايط فردي و اجتماعي مي باشد و چنين زمينه فردي در صورت وجود برخورد با ماده مخدر مي تواند منجر به اعتياد شود. بنابر اين براي مبارزه علني با پديده اعتياد بايد :برنامه ريزيهاي اجتماعي، ‌خانوادگي ، فرهنگي ، اقتصادي ، آموزشي ، بهداشتي و بخصوص بهداشت رواني بايد در جهت رفع علل و عوارض مستقيم و غير مستقم ايجاد بيماري و نابساماني رواني – اجتماعي باشد تا از اختلالات رواني  از جمله اعتياد جلوگيري نمايد. و اين وظيفه اي است بر عهده  عموم تشكيلات اجرائي و برنامه ريزي مملكتي و نيازمند هماهنگي دقيق است و بخصوص لازم است يك واحد قوي  و مناسب ستادي و اجرائي براي برنامه ريزي واجراي موازين بهداشت رواني در وزارت بهداشت ودر مان و آموزش پزشكي وجود داشته باشد.
 با توجه به اينكه وجود و عرضه ماده اعتياد آور به عنوان يكي از علل موجب بروز انحراف رواني اجتماعي در افراد داراي شخصيت نوروتيك و سايكوپاتيك مي شود  و اگر اين علت وجود نداشته باشد،‌قطعاً  پديده اعتياد نيز وجود نخواهد داشت . براي مبارزه با عرضه مواد اعتياد آور شديدترين مبارزه ممكن ، طرح ريزي و اجراشود و هر گونه هزينه و مشكلي در اين راه ارزش تحمل خواهد داشت ، چرا كه موجب قطع رشته تسلسل يا دور علت و معلولي اعتياد و عوارض آن خواهد بود. البته د راين مورد بايد توجه داشت كه اينكار نسبت به مبارزه با تقاضاي مواد اعتياد آور يعني اصلاح شخصيت و رفتار نامناسب و ناهنجار مردم و رفع علل اجتماعي مختلف ديگر سهل الوصول تر و در زمان كوتاه مفيدتراست و البته بايد با هم همزمان باشند.
براي تامين  برخورد منطقي جامعه با معتاداني كه يايكوپات و درمان ناپذير تشخيص دادن مي شوند و نيز قاچاقچيان  بايد ضوابط قانوني كافي وضع و اعمال شود و از هر گونه تخفيف و عفو درمورد اينان كه هرگز حاضر به قبول و رعايت مصالح جامعه نيستند خودداري گردد.
البته ضوابط كيفري موجود براي مجازات قاچاقچيان و معتادان مقاوم ، در صورتيكه دقيق و بدون ترحم و با قوت اجراء شود ،‌به عنوان ابزار قانوني مناسب و كافي باشد .

هشدار :
ما نبايد  از مبارزه با عرضه  مواد مخدر به هر شكلي كه ممكن است خسته شويم يا دست بكشيم هر چند  كه دستيابي به هدف اندكي بيشتر از معمول  هم طول بكشد . مبازه بايد به همين صورت و به همين  شدت با توليد و توزيع ادامه يابد.
 هرگز نبايد تسليم اين وسوسه شويم كه چرا حالاكشورهاي همسايه در كار مبارزه با توليد جدي نيستند و معتادان  ما هم نياز به مواد مخدر دارند خوب است اندكي ،  به صورت كنترل شده  خودمان براي آنها توليد كنيم ياخداي نكرده ترياك فروشي دولتي  و مهلت هاي مكرر ترك اعتياد را دوباره شروع كنيم .
كار مبارزه با اعتياد و معتاد بايد با جديت بيشتر دنبال شود. البته نبايستي همه بار بر دوش نيروي انتظامي باشد وظايف  محوله از سوي  قانونگذار  به و آموزش پزشكي نبايد فراموش شود .
 
سیدعلیرضاهاشمی
منابع و ماخذ  :
احمدی اصل ، غلامحسین ( 1374)  مواد مخدر ، انتشارات معاونت آموزشی ناجا ، تهران .
باقرزاده احد ، ( 1378)همکاری بین المللی در مبارزه با مواد مخدر .
شهیدی محمد حسین ، (1375) مواد مخدر ، امنیت اجتماعی و راه سوم ، اطلاعات ، تهران .
شاکری عبدالحسین ، ( 1376 ) مواد مخدر و اعتیاد ، امیرکبیر ، تهران (1376) .
فرجاد محمد حسین ، (1371) آسیب شناسی اجتماعی و جامعه شناسی انحرافات ، نشر پنجم ، انتشارات بدر تهران
عزتی عزت ا... ، (1380) ژئوپلیتیک در قرن بیستم ، انتشارات سمت ، تهران .
غنجی علی ، (1386) کلیات مواد مخدر ، انتشارات معاونت آموزشی ناجا .
ورنان ، کلمن ، ترجمه محمد رضا میرفخرایی (1378) ،اعتیاد چیست و معتاد کیست ، نشر اوحدی ، تهران .

Newer news items:
Older news items:

نظر ها
افزودن جدید جستجو
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
عنوان:
قالب نوشته:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img] 
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
Powered by MihanPress 1.0.0

3.26 Copyright (C) 2008 mihanpress.com / Copyright (C) 2009 Farzam chakherlouy / Copyright (C) 2008 Frantisek Hliva. All rights reserved."

 
< بعد   قبل >